تورج مهدی زاده ملاباشی

تا همین اواخر اگر صحبت از بحران آب می شد بحث ها عمدتا به مدیریت ضعیف در توزیع معطوف بود تا اینکه در دو سه سال اخیر کیفیت، محوریت بحث را از توزیع ربود و نقل محافل عام و خاص شد چرا که مستقیما با سلامت مردم در ارتباط بود و همواره در بحث سلامت […]


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

تا همین اواخر اگر صحبت از بحران آب می شد بحث ها عمدتا به مدیریت ضعیف در توزیع معطوف بود تا اینکه در دو سه سال اخیر کیفیت، محوریت بحث را از توزیع ربود و نقل محافل عام و خاص شد چرا که مستقیما با سلامت مردم در ارتباط بود و همواره در بحث سلامت سری وجود دارد که حواشی را پر رنگ تر از متن می نمایاند. با این حال امروزه، شرایط متفاوتی حاکم بر مدیریت منابع آب است. اکنون در پله اول قهرمانی، در مسابقه “کانون توجه بودن” نه بحث توزیع، مطرح است و نه بحث کیفیت؛ بلکه مقوله مهم تری به نام تولید و تامین در کانون توجه و تاثیر واقع شده است. اکنون تامین آب مبدل به یک مسئله امنیتی شده است . دیگر نمی توان با یک نگاه تقلیلی تولید و تامین را رها کرد و به امید یاریگری اتمسفر نشست.

کمبود منابع آب شیرین از یکسو و ناهمگونی و ناهمزمانی بارش با نیاز، کاهش رواناب به دلیل توسعه مناطق شهری و اراضی زراعی و باغی از دیگر سو و نیز از بین رفتن منابع طبیعی و آبخوان ها، مدیریت نالایق در توزیع آب شهری، سبب شده در تامین و توزیع این مایه حیات، اختلالاتی جدی و شاید شگرف ایجاد شود. اختلال در موضوعات وابسته به آب در کشوری مانند ایران که در باند خشک خاورمیانه واقع است و دارای نرخ رشد بالایی بوده و هنوز در حال طی گام های نخست توسعه پایدار است می تواند بسیار حائز اهمیت بوده و امنیت ملی را تحت تاثیر قرار دهد. اصولا بر اساس مبانی اقتصاد خرد، بحران تامین در هر کالای ضروری زمانی رخ می دهد که تعادل بین عرضه و تقاضا، دست نیافتنی می شود و این دقیقا همان نقطه و همان مختصاتی است که مخاصمات محلی و تعارضات منطقه ای متولد می شود؛ لکن در صورت انتقال سریع آب شرب و افزایش عرضه و دستکاری هوشمندانه شیب عرضه بدون اجازه برای تغییر قیمت، مخاصمات در همان نطفه خفه شده و امنیت و آرامش پایدار برای صدها سال آتی برقرار می شود؛ اما در صورت پیش کشیدن عمدی یا سهوی بحث های زیست محیطی به عنوان ابزار اعمال سیاست و دامن زدن بر تنش های قومی و محلی، تعارضات کوچک و محلی ناشی از آب، بی تردید به بحران های امنیتی پیش رونده و غیر قابل کنترل تبدیل خواهد شد.

جامعه مبدا در بحث های انتقال آب جامعه ای است که بیش از “نیاز صدها سال آتی خود” منابع آب شیرین دارد و تحریک این جامعه می تواند بر بحث های امنیت آب تاثیر منفی گذاشته و سبب بروز “شکاف تفرقه بنیان” در بین مردم ساکن در شهرها و روستاها و اقوام مختلف باشد. اصرار بر تعصبات منطقه ای و شعله ور ساختن آن، قطعا یکی از نشان های حماقت بوده و همین مقوله “تعصب”در مباحث بنیادین پدافندغیرعامل، ابزار دست صهیونیستها برای نفوذ و ایجاد تفرقه بین اقوام و ملل مختلف محسوب می شود و روشن کنندگان این آتش خواسته و یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن خواهند ریخت، این فرمایش پیامبر اعظم صلوات الله علیه است که می فرمایند: از تعصب بپرهیزید که نشانه حماقت است.

با این شرایط، زبان مفاهمه در بحث آب باید یک زبان مبتنی بر اسلام و شرافت انسانی باشد، اگر همسایه شما تشنه باشد و شما برای صدها سال آتی ذخیره آب داشته باشید شرافت و انسانیت حکم می کند حداقل روی یک لیوان آب شرب به همسایه بدهید تا از تشنگی نمیرد در اخلاق و منش توصیه شده در اسلام، فراتر از این است در اسلام حتی اگر دشمنتان تشنه باشد دین حکم می کند از آب خود به وی بدهید. آیا رواست با پیش کشیدن تعصبات منطقه ای یا بحث های سطحی و نخ نمای “محیط زیست سیاست محور” از انتقال آب شرب به مناطق تشنه، جلوگیری کرده و بحران های امنیتی را کلید بزنیم بحران هایی که می تواند کل کشور را به آتش کشیده و دشمن شاد و صهیونیسم شادمان کند.

این موضوع به شرطی قابل طرح و دفاع است که جامعه مبدا که قرار است آب از آنجا منتقل شود برای صدها سال آتی کمبودی نداشته باشد.

از طرفی نباید از نظر دور داشت که مناطق نیازمند آب شرب، مناطق آسیب پذیری هستند که مستعد بروز تنش می باشند. همین عامل ضرورت اتخاذ راهکارهای مواظبتی خاصی را می طلبد. چرا که این رقابت به سبب برخورداری از اهرم های سیاسی و اقتصادی سبب انتقال بیش از نیاز شده و این نقطه مقابل بحث های قبلی و افتادن از این طرف بام است کاری که برخی شهرهای”خود زرنگ پندار” می کنند.

انتقال بیش از حد نیاز شرب و صنعت از حوضه ای به حوضه ای دیگر می تواند اساس توسعه پایدار را در هم شکسته و سرمنشا بسیاری از آلودگی ها و اختلال های زیست محیطی شود.

به عنوان جمع بندی می توان گفت انتقال آب صرفا برای مصارف شرب و صنعت، از مبدا با شرایط پیش گفته، ضرورتی غیرقابل انکار بوده و نیازمند هیچ تمهیدی جز پایش زیست محیطی نیست و بی تردید باید با آن موافقت نمود و انتقال بیش از آن، سبب تخریب های زیست محیطی می شود.

به نظر می رسد بهترین راه حل بحران های امنیتی آب، برنامه ریزی جامع کشوری به منظور انتقالات راهبردی این چنینی است که می بایست به طور یکپارچه و بدون دخالت مراکز قدرت و یا اهرم های اقتصادی صورت گیرد.

شکی نیست هر انتقال آبی باید پس از ارزیابی های سخت گیرانه زیست محیطی و پایش و بالانس مربوطه صورت گیرد.

استان اردبیل از نیر و نمین تا بران و اصلاندوز و تمام حاشیه قره سو و دره رود تشنه است و بنا به اظهار نظر مسئولین مربوطه، در رسانه ها، در حال حاضر حدود ۴ تا ۵ میلیارد متر مکعب از منابع آب شیرین غرب گیلان – تنها منطقه ای که در سالهای اخیر کاهش بارش نداشته است- بدون برنامه ریزی خاصی به سبب عدم نیاز و ذخیره، در فصول غیر زراعی به دریای خزر واریز و شور شده و از دسترس کشور خارج می شود.

این درحالی است که مرکز استان اردبیل با فاصله حدود ۳۰ کیلومتر از مرز گیلان، با بی آبی و خشکسالی دست به گریبان بوده و در تامین آب شرب و صنعت و احیای دشت بحرانی خود، عاجز مانده است. و تنها دویست میلیون متر مکعب از ۵ میلیارد متر مکعب مذکور می توان زندگی بیش از یک میلیون نفر را در حوضه دره رود و ارس نجات دهد، از طرفی ۵۵۰ میلیون متر مکعب آب تولیدی استان اردبیل به استناد مندرجات مجموعه مقالات همایش ضرورت انتقال آب که در دانشگاه محقق اردبیلی برگزار شده بود، به رودخانه قزل اوزن واریز و وارد خاک گیلان می شود، اما یک دهم آن هم به اردبیل منتقل نمی شود و دلیلش چیزی جز تعصبات محلی نیست که باعث بروز بحران آب و به تبع آن بحران های دامنه دار اجتماعی خواهد شد و مقصر؛ افکار متعصبی هستند که فلسفه را نصفه خوانده و ادعای فیلسوفی دارند یا پزشکانی هستند که در طمع جاه و مقام، کار حقوقی را پیشه خود ساخته و از طرفی در مدیریت منابع آب، اظهار نظر می کنند.

انتهای پیام/