سید مصطفی جمشیدی:

همزیستی مسالمت‌آمیز افراد در یک جامعه بیش از هر چیز به قابلیت تحمل سایر افراد جامعه وابسته است و این قابلیت باید در جریان فرآیند جامعه‌پذیری در فرد ایجاد شود؛ امری که به نظر می‌رسد نه در نظام آموزشی کشور و نه در رسانه‌ها چندان مورد توجه قرار نگرفته است.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

طرز رانندگی خانم‌ها سوژه بذله‌گویی بسیاری از مردان جامعه ماست. در برخورد با سایر افراد لهجه طرف مقابل پیش‌داوری‌های گسترده‌ای را، از منفی تا مثبت، به ذهن ما متبادر می‌سازد. معیار تشخیص اطرافیانمان از یکدیگر میزان قد و سنگینی آنها است. برای هر پدیده و هر وضعیت الگوی واحد استانداردی در ذهن‌مان پرورانده‌ایم که شاید گاه خود نیز به سختی از این فیلتر به سلامت عبور کنیم. منشاء این رفتارها چیست و این الگوها چگونه ملکه ذهنمان می‌شوند؟

در پاسخ به این پرسش باید سراغ جامعه‌پذیری برویم. فرآیندی که طی آن فرد به اکتساب قوانین، رفتار و نظام باورها و بازخوردهای جامعه دست می‌یابد تا بتواند در درون آن جامعه زندگی کند. به عبارت دیگر جامعه با القای ارزش‌ها و هنجارهای خویش به افراد می‌آموزد که چگونه خود را با سیستم انطباق داده و رفتاری مطابق با انتظارهای جامعه انجام دهند.

عوامل متعددی در جامعه‌پذیری افراد مؤثرند اما نظام آموزشی و وسایل ارتباط جمعی از برجسته‌ترین آنها است. در جامعه ما اکثریت قریب به اتفاق افراد بیش از ده سال، مهمترین سال‌های زندگی‌شان را در مدارس سپری می‌کنند و در همین بازه زمانی در ارتباط مستمر و تنگاتنگ با رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی هستند و این دو عامل سهم عمده‌ای در چگونگی ورود فرد به جامعه و تعامل با سایر افراد جامعه بر عهده دارد.

همزیستی مسالمت آمیز افراد در یک جامعه بیش از هر چیز به قابلیت تحمل سایر افراد جامعه وابسته است و این قابلیت باید در جریان فرآیند جامعه‌پذیری در فرد ایجاد شود؛ امری که به نظر می‌رسد نه در نظام آموزشی کشور و نه در وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌ها چندان مورد توجه قرار نگرفته و نتیجه این شده است که آرمان‌ها و الگوهای ذهنی و فکری افراد جامعه از حداقل انعطاف برخوردار بوده و هیچ تفاوت فکری و حتی تفاوت‌های فیزیکی و فیزیولوژیکی را برنمی‌تابد.

تکثرگرایی به معنای به رسمیت شناختن حق طرف مقابل در داشتن ایده، آرمان و اندیشه‌ای متفاوت از ما و نبود راهی جز گفت‌وگو و مذاکره برای رسیدن به نتیجه‌ای مشترک، حلقه مفقوده فرآیند جامعه‌پذیری ماست؛ مسأله‌ای که در سطحی به مراتب نازل‌تر در مناسبات افراد جامعه در مقابل افرادی که جنسیت، لهجه و ظاهر متفاوتی دارند نیز خود را نشان می‌دهد.

در نظام آموزشی ما نمره تنها سنجه‌ای بود که برخی را آیینه عبرت دسته‌ای دیگر می‌کرد و روح مشارکت و حرکت به جلو دوشادوش همدیگر و ساز و کار تعامل با سایر افراد جامعه، در رقابت افسارگسیخته برای کسب عناوینی چون دانش‌آموز برتر در مدارس ما لگدمال شد و در شرایطی که وضعیت رسانه‌ها هم چندان متفاوت نبود، نحوه مواجهه با خیل وضعیت‌ها در جامعه را در فضایی غیررسمی و به گونه‌ای غیرقابل کنترل فرا گرفتیم.

خلاصه کلام اینکه الگوها و مدل‌های ارائه شده از سوی نظام آموزشی و رسانه‌های ما برای همزیستی مسالمت‌آمیز فرد با سایر افراد جامعه به هیچ وجه پاسخگوی تنوع و تکثر موجود در سطح جامعه نیست و همین عدم تطابق با واقعیت‌های جامعه، سبب بروز تنش در بین اقشار و لایه‌های مختلف اجتماعی شده و در دراز مدت سرمایه اجتماعی را به یغما می‌برد.

انتهای پیام/