مالک رضایی:

"ریز علی" از کتاب زندگی ما خیلی وقت است که رفته است.آنکه دیروز رفت فقط کالبد او بود .


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

رفته است، چرا که عشق از وجود ما رفته است. نوع دوستی رفته است و جای خود را به خود خواهی و منفعت طلبی داده است و بهره کشی جای ایثار و فداکاری را گرفته است.انفاق و دستگیری لغلغه ی زبان گشته و حتی قرض الحسنه هم به مفهومی بیگانه در زندگی ما بدل گشته است.

معشوق، مفهوم رویایی خود را چنان از دست داده که برای اینکه بیشتر به چشم آید هر روز دماغ خود را به تیغ جراحی می سپارد .فرهاد نیز خیلی وقت است در چتهای مجازی مشغول است و بطور کامل ،شیرین خود را از یاد برده است . امکان ندارد که مجاز خود را رها کند و بار دگر به بیستون بر گردد .اگر برگردد هم شیرینی در انتظار او نیست .امکان ندارد که شیرین ما تصمیمی کبرا در زندگی بگیرد و گر جان فرهادش به تلخی بر آید هم ،هیچ حکایتهای شیرین باز نمی ماند از او و عشق، در هیچ گوشه ای از این عالم افسانه ای نمی خواند از او .

لیلی چنان غریب افتاده است که امکان ندارد کسی به خاطر او به فصاد بگوید که مواظب باش گر فصدم کنی ،می ترسم که نیش را ناگاه بر لیلی زنی .
آخر می دانی ، من کی ام؟
لیلا .
و لیلا کیست ؟
من .
ما یکی روحیم اندر دو بدن .

آن دو روح خیلی وقت است که از همدیگر جدا گشته اند و هر کدام در گوشه ای از اتاق به سان دوچشمی در یک بدن ، کز کرده اند . همسایه ی همند ،اما خانه ی هم را ندیده اند.

لحظه ای هم که از فضای مجازی سر بلند می کنند، چنان عقل از سر و شرم از دل رفته است که چشم در چشم هم با کمال پررویی و وقاحت می گویند برو پی کارت. از دگر خوبان ،تو افزون نیستی.

کیست که بگوید آیا هیچ، چنین سخنی عاشقی به معشوق بگفت؟ این چه حرفیست ؟عزم دیار و یار دگر می کنی؟! مکن .

با این بی وفایی حالا قصد کدام خسته جگر می کنی !؟مکن .

در فضای مجازی مهربانی. اما در فضای حقیقی چنان نا مهربان که هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد و هیچ شفقت ، نه پسر را به پدر می بینیم .دختران هم که همه، جنگ است وجدل با مادر .

در چنین فضایی اگر ریزعلی، پیراهن خود را که هیچ ، چهره ی وجودش را نیز بر افروزد، و در زمهریر زمستان،تا صبح از برای نجات من بلرزد .بعد از نجات، وجود مرا با خود بیگانه خواهد یافت و برای تامین هزینه ی دوا و درمان سرماخوردگی خود چاره ای جز مراجعه به مغازه های سه دهنه ای نخواهد داشت که در طول و عرض خیابان صف کشیده اند و به بهره ای کمتر از سی درصد راضی نیستند .
آری
ریزعلی از درس کتاب زندگی ما خیلی وقت است که رفته و به دنیای مجاز کوچ کرده است . امروز با رفتن جسم او یادی از وی در کامنتهای تلگرامی وپیامهای اینستا گرامی هست اما فردا نیست اما با همه ی این ،بس حکایتهای شیرین باز می ماند از او .
روحش شاد

انتهای پیام/