هیچ کس را به بدی یاد نمی کرد، کسی را سرزنش نمی فرمود، از عیب ها و خطاهای مردم پی جویی نمی کرد. از چیزهایی سخن می گفت که از نتیجه اش امید داشت.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

پرداختن به زندگی، منش، دوستی و اصول عملی زندگی پیامبر در واقع پرداختن به گنجینه‌ای بس گرانبهاست و یاد آن حضرت و سیره‌ی ایشان، جلوه‌ی تمام عیار حقیقت است و درود بر او، پاداش و اجر فراوانی را به همراه دارد.

در قرآن، از شخص پیامبر به عنوان بهترین الگو و اسوه، در تمام میادین و ابعاد زندگی نام برده می‌شود. روحیّات‌ عالی او، استقامت و شکیبایی و درایت و اخلاصش، هر کدام می‌تواند الگو و سرمشقی برای همه‌ی مسلمین در تمام اعصار باشد.

پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- نسبت به همگان دلسوز و مهربان بود و رحمت و عطوفتش اختصاص به مسلمانان نداشت؛ بلکه سیره‌ای سرشار از محبّت‌ و دوستی داشت که همه‌ی افراد جامعه را شامل می‌شد.

هیچ دینی مانند اسلام و هیچ کتابی مثل قرآن و هیچ پیامبری همچون محمّد -صلّی الله علیه وسلّم- به تعامل، همبستگی و همکاری و پرهیز دشمنی و اختلاف و پراکندگی توصیه نفرموده است.

پیامبر اکرم-صلّی الله علیه وسلّم- حامل کتابی معجزه‌آسا و بس عظیم همچون قرآن است که در این کتاب گرانبها، نسخه‌های متعدّدی‌ برای بشریّت‌ و معضلات مبتلا به آن در هر عصر و زمان و هر مکانی، پیچیده شده است.

ایمان، بین افراد یک جامعه ارتباط ویژه‌ای را پدید می‌آورد؛ به‌گونه‌ای که بین افراد متعدّد‌ و گوناگون از جهت جنسیّت‌، زبان، قومیت‌ و جغرافیا، گروه واحد و یگانه‌ای را شکل می‌دهد و امتیازات قبیله‌ای را کمرنگ می‌کند و یا از بین می‌برد. چنانکه در قرآن آمده است: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا»(سوره‌ی حجرات آیه‌ی١٣)؛ «ای مردم شما را از زن و مرد آفریدیم و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید» و «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَیْنَ أَخَوَیْکُمْ»(سوره‌ی حجرات آیه‌ی ١٠)؛ «مؤمنان برادرند پس بین برادران را اصلاح نمایید.»

قرآن در اینجا به‌عنوان یک قانون کلّی‌ و عمومی برای همیشه و همه جا، رسالت پیامبر را به‌عنوان سفیر صلح و دوستی و ایجاد اخوت‌، اعلان می‌دارد. در این‌جا، قرآن این را به‌عنوان یک وظیفه مطرح می‌کند که فرد مسلمان مسئولیّتی دینی دارد که از نزاع و درگیری و خونریزی میان مسلمانان جلوگیری کند و برای خود این زمینه‌ی مسئولیّت‌ را قائل باشد. چه تعبیر زیبا و گیرایی که همه‌ی مؤمنان برادر یکدیگرند و نزاع و درگیری میان آن‌ها را درگیری میان برادران نامیده که باید به زودی جای خود را به صلح و صفا بدهد و به تعبیر دیگر، اسلام تمام مسلمانان را به حکم یک خانواده می‌داند و همه را خواهر و برادر یکدیگر خطاب کرده است؛ نه‌تنها در لفظ و شعار، بلکه در عمل و تعهّد‌های متقابل، همه خواهر و برادرند.

قرآن کریم ضمن دعوت به تفکّر‌، کرامت اخلاقی، زندگی مسالمت‌آمیز و وحدت و اتّحاد‌،‌ از اختلاف و نزاع که موجب ضعف و سستی اسلامی می‌شود جلوگیری نموده است و پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- نیز ضمن بیان اصولی که می‌تواند قدرت و عزّت‌ اسلام و مسلمانان را حفظ نماید، از آسیب‌ها و آفت‌هایی که زمینه‌ی درگیری و نزاع را فراهم می‌سازد، جلوگیری می‌کند.

در نگاهی مختصر و گذرا به سیره‌ی پیامبر، درمی‌یابیم که مقوله‌هایی همچون اخوت و برادری و نهادینه کردن فرهنگ صلح و دوستی، بخش عظیمی از زندگی اجتماعی ایشان را تشکیل می‌دهد و روایات و احادیث متعدّد‌ی را در این زمینه بیان نموده‌اند: «المؤمن اخو المؤمن» «مؤمنان برادر یکدیگرند»، «المؤمن للمؤمن کالبنیان یشد بعضه بعضا» «استحکام ارتباط مؤمنان با یکدیگر مانند پایه‌های چیزی است که از یکدیگر جدا نمی‌شود»، «المؤمنون کرجل واحد ان اشتکی راسه اشتکی کله و ان اشتکی عینه اشتکی کله» «مؤمنان مانند یک فرد هستند که اگر سر یا چشم او ناراحت شود تمام اعضای وی ناراحت می‌گردد.»

پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- با اجرای قانون قرآن در پی ایجاد صلح و دوستی و همزیستی مسالمت‌آمیز بود. «فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّـهَ وَرَسُولَهُ»(سوره‌ی انفال آیه‌ی١)؛ «از خدا بترسید و بین خودتان را اصلاح نموده و اطاعت خدا و رسولش را داشته باشید.» اصلاح روابط دوجانبه و ایجاد تفاهم و زدودن کدورت‌ها و دشمنی‌ها و تبدیل آن به صمیمیّت‌ و دوستی، یکی از مهمترین برنامه‌های اسلامی است و در تعلیمات اسلامی به اندازه‌ای به این موضوع اهمّیّت‌ داده شده که به‌عنوان یکی از برترین عبادات معرّفی‌ شده است.

علّت‌ این همه تأکید در این زمینه، بدین منظور است که عظمت و توانایی‌ و قدرت و سربلندی یک ملّت‌، جز در سایه‌ی تفاهم و تعادل ممکن نیست. اگر مشاجرات و اختلافات کوچک اصلاح نشود، ریشه‌ی عداوت و دشمنی به تدریج در دل‌ها نفوذ می‌کند و یک ملّت‌ متّحد‌ را به جمعی پراکنده مبدّل‌ می‌سازد.
یکی دیگر از صفات حسنه و پسندیده‌ی آن حضرت که تاثیر به‌سزایی در ایجاد فضای صلح و آشتی داشت،‌ عفو، گذشت، رأفت و رحمت بود.

بدون تردید پیامبر اسلام، دعوت خود را در آغاز از دایره‌ی بسیار کوچکی از مردم شروع کرد و سپس وسعت داد، به‌گونه‌ای که سرزمین عرب و سپس بیرون از سرزمین عرب را فراگرفت.

تردیدی نیست معجزه‌ی پیامبر که قرآن کریم باشد، در این توسعه و پیشروی نقش اساسی داشته است؛ اما به فرموده‌ی قرآن، یکی از عوامل مهمّی‌ که در جذب و گسترش اسلام مؤثّر‌ بوده است، برخوردهای بسیار خوب و سازنده‌ی پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- بوده است، به گونه‌ای که در هیچ شرایطی از آن عدول نکرده است؛ «وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»(سوره‌ی آل عمران آیه‌ی ١۵٩)؛ «اگر تو تندخو و با‌ قساوت می‌بودی، از طرف تو پراکنده می‌شدند.» بنابراین رمز موفّقیّت‌ پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- را باید در مسئله‌ی چگونگی تعامل با دیگران دانست.

قرآن کریم در آیه‌ای دیگر، در مورد رسول خدا -صلّی الله علیه وسلّم- می‌فرماید: «لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ»(سوره‌ی توبه آیه‌ی ١٢٨)؛ «از میان خودتان فرستاده‌ای نزد شما آمده که برای او سخت است که گمراه باشید و رأفت و رحمت او تمام مؤمنان را در برمی‌گیرد.»

یکی از روش‌های پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- آن بود که برای زدودن گرد و غبار اختلاف، کینه‌ها و حسادت‌ها، میان مسلمانان عقد اخوت و برادری ایجاد نمود تا مسلمانان از حصارهای قومی، قبیله‌ای، عرب و عجم و سیاه و سفید که سرچشمه‌ی پراکندگی امّت‌ اسلامی می‌شود، رهایی یابند. از این رو بین هر یک از مهاجران و انصار، الفت و برادری ایجاد کرد؛ به‌طوری که گویا برادر نَسَبی هستند.‌ روشن است که این برادری، در جامعه‌ی توحیدی نقش زیربنایی دارد. بدین طریق پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- به مسلمانان فهماندند که در هر زمانی، از هر طایفه و قومی، با اقتدا به رسول خدا، برادری ایمانی و دینی خود را اظهار نمایند. آن حضرت اهل سخت گیری نبود، هرگز به کسی غضب نمی‌کرد، جز در مواردی که حرمت‌های الهی هتک می‌شد.

در دوران صلح و جنگ و در برخوردهای شخصی و عمومی ،پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- خود را ملزم به رعایت این آداب می‌نمود.

سیره‌ی پیامبر اسلام، برای جلوگیری از آثار سوء در برخوردها، حد‌‌ و مرز معیّنی‌ را تعیین نموده است؛ تهمت و غیبت، سخن‌چینی و غیره را که موجب اختلاف و پراکندگی در جامعه می‌شود، ممنوع کرده است و از طرفی دیگر، عواملی را که منجر به تحکیم اخوت و برادری و محبّت‌ و مودّت‌ و اعتماد متقابل می‌گردد، از قبیل حسن خلق، سلام کردن به یکدیگر، مصافحه و… ممدوح شمرده است. بدین ترتیب اسلام محکمترین ارتباطات و بهترین برخوردها را از مسلمانان می‌خواهد. آنان را مثل بنایی می‌داند که هر قسمت آن باعث تحکیم قسمت دیگر می‌شود.

در زندگیِ سراسر سعادت پیامبر -صلّی الله علیه وسلّم- احترام به یکدیگر سفارش شده است. آبروی مسلمانان باید حفظ شود زیرا خونش‌ محترم شناخته شده است. یکی از اصولی که باید در روابط و تعامل میان مسلمانان رعایت شود، خوش‌بینی نسبت به یکدیگر می‌باشد.

براساس آموزه‌های سنّت‌ نبوی، مسلمانان باید از ستیزه‌جویی، کینه‌توزی و تخاصم دوری کنند. در حدیث انس بن مالک از پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- آمده است: «کینه‌هایی را که از هم در دل دارید،‌ از خود دور کنید و هرگز به همدیگر پشت نکنید، راه بندگی را بپویید و با هم برادر باشید. بدانید که برای هیچ مسلمانی جائز نیست بیش از سه روز، از روی عداوت از برادر ایمانی‌اش دوری گزیند.»

ترک خشونت یکی دیگر از توصیه‌های پیامبر اکرم -صلّی الله علیه وسلّم- می‌باشد. اعمال خشونت، حسّ‌ کینه‌توزی را در دل‌ها برمی‌انگیزد و آتش انتقام را روشن می‌کند. توسّل‌ به خشونت نه تنها تأثیری در حلّ‌ مشکلات اجتماعی ندارد، بلکه غالباً مشکلات را شدیدتر می‌کند.

آن حضرت منادی مساوات بود. او مردم را به برابری و برادری فرا می‌خواند. همه‌ی امتیازات نژادی و طبقاتی را لغو کرد. خویش از همه عامل‌تر به فرامین الهی بود. مظهر فتوّت‌، عفو و رحمت بود. اثری از کینه و انتقام در وجودش نبود. همه جا می‌بخشید و همه کس را عفو می‌کرد؛ حتّی‌ دشمنانش از این رحمت وسیع بی‌بهره نبودند. پیامبر اسلام -صلّی الله علیه وسلّم- با خصلت‌های ممتاز خویش، بر بشریّت‌ پیروز شد و به گفته‌ی «ویل دورانت» تنها مُصلحی است که توانسته تمام آرزوهای خود را در جامعه عملی کند و هم‌چنین فضائل و خصلت‌های برجسته‌اش، ایمان به دعوت و رسالت خویش، ‌اتّکا‌ به تاییدات حق‌‌، کوشش در نشر دعوت، ثبات و پایمردی و شجاعت و فداکاری».

پیامبر و حقوق بشر / مقاله ای از دکتر حسن بلخاری

اسطوره‌زدایی از سیره پیامبر(ص)/ اهداف و ابزارهای دعوت رسول‌خدا

پیامبرمهربانی ، در قرآن و سیره

یکی از ویژگی های رسول گرامی اسلام، رحمت عام و فراگیر آن گرامی نسبت به تمام اهل عالم است. ولادت پیامبر صلی الله علیه و آله درخشش نور رحمت و محبّت بر سر تا سر گیتی بود. خدای تعالی از مادری همانند حضرت آمنه علیهاالسلام بزرگ ترین ارمغان بشریت و مظهر عطوفت و رحمت را به انسانهای خسته از خشونت و کینه و عداوتهای شیطانی تقدیم داشت.
خدای عالمیان در مورد پیامبرش فرمود: «وَما أرْسَلْناکَ إلاّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ»؛ «و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.»
و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «إنَّما بُعِثْتُ رَحْمَهً؛ من برای رحمت مبعوث شده ام.»
به راستی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله جلوه بارز زیباترین صفات الهی از جمله رحمت، محبت، شفقت، مودّت، رأفت و عطوفت است.

ظاهرگرایی و رویکرد سَلفی‌گری به سبک زندگی پیامبر درگفت وگو با مولف کتاب «سیره نبوی»

جلوه هایی از رحمت محمدی

تو را با بوی عطر، با مهربانی، تو را با لبخند شراکت شادی ها شناختیم. سایه بان حمایت تو را هرگز هیچ خسته ای کم نیاورد و در انزوای غربت هیچ تنهایی، پس از بردن نام تو بی نصیب از شوق نماند. تو آمده بودی تا سلام کردن را حتی به کبوتران بیاموزی. بیشتر از باران برای تشنگی ها حقیقت داشتی. هموارتر از نسیم، گره گشای غنچه ها بودی. فصل ها فرمانبردار تو بودند و سر به راه دعاهای بارآورت. نور با اجازه تو منتشر می شد. زمین به حکم تو حاصل خیز بود. قلب تو گرمای آفتاب، دست تو سخاوت ابر، چشم تو عنایت آسمان را رقم می زد. بی دریغِ هدایت بودی و سپیده هر سحر، راه افق ها را از نگاه های شب بیدار تو می آموخت.
هرگز به خواب نرفتی، هرگز چشم از زمین و مردمانش برنداشتی، هرگز خطاهای جهل آدمیان را به روی شان نیاوردی، جز سخن از دانش و عشق نگفتی و با نامهربانان هیچ مدارا نکردی. چه آبی بود دلت که در کنارش آسمان رنگ می باخت. چه بیکران بودی که دریاهای عالم به تو تکیه می دادند. وحی را تو اگر آواز نداده بودی، کجا زندگانی می آموختیم، ما نابلدانِ ملکوت و عبادت. فرسودگی قلب های فقر دیده با لبخندی از سوی تو جوان می شد و به غنا می رسید.

شوخ طبعی در رفتار پیامبر ص/ یادداشت دکتر محمود گلزاری

رفتار شناسی پیامبر
پیامبر همیشه گشاده رو، نرم خو و آسان گیر بود. (دیگران به آسانی به او نزدیک می شدند.) پرخاش نمی کرد، فحش نمی داد، عیب جو نبود و تعریف و تمجید زیاد نیز نمی کرد. از آن چه خوش نداشت با تغافل می گذشت (آن را نادیده می گرفت) و کسی را ناامید نمی فرمود.
خویشتن را از سه کار باز می داشت: جدال (گفت و گوی بیهوده)، زیاده خواهی، پرداختن به امور بی فایده.
و در رفتار با مردم نیز از سه کار پرهیز می فرمود: هیچ کس را به بدی یاد نمی کرد، کسی را سرزنش نمی فرمود، از عیب ها و خطاهای مردم پی جویی نمی کرد. از چیزهایی سخن می گفت که از نتیجه اش امید داشت؛ هنگام سخن گفتنش، اصحاب سر به زیر می انداختند، آنچنان که گویی بر تارک آنان پرنده ای نشسته است. (آرام و بدون حرکت می ماندند،) به کلام او گوش می سپردند و زمانی که پیامبر ساکت می شد، آنان سخن آغاز می کردند.
همنشینان پیامبر بر سر چیزی با یکدیگر جنگ و جدال نمی کردند، هر کس سخن می گفت، دیگران به او گوش می سپردند تا کلام او پایان پذیرد. تنها یک نفر از آنان سخن می گفت (چند نفر با هم سخن نمی گفتند.)

بررسی کتاب «کارن آرمسترانگ» درباره حضرت محمد (ص)، جزو پرفروش‌ترین کتاب‌های سال آمریکا

پیامبر و زنان

پیامبر اعظم(ص) همواره مردان را به اکرام و احترام زن سفارش می فرمود و منزلت و شأن والای آنان را گوشزد می کرد. آن حضرت اولین عامل آن تعالیم بود و با سیره و منش زیبای خود الگو و راهنمای مردان در تعالیم و حفظ حقوق زنان بود.
سیره نویسان احادیثی از پیامبر اکرم(ص) نقل کرده اند که فرمود: أنا ابن العواتکه و أنا ابن الفواطم در بین سلسله مادران حضرت، ۱۲ نفر از آنان عاتکه و ۴ نفر فاطمه نام داشتند. یعقوبی مورخ شیعه تأکید می کند که پیامبر اعظم(ص) دو جمله فوق را بسیار به کار می برد. علت نیز آن بود که در جاهلیت زن ها بسیار تحقیر می شدند و حقوق آن ها پایمال می گردید. گرامی داشت سلسله نسب افراد از جانب پدر منظور می گردید و نامی از مادران آن ها به میان نمی آمد. پیامبر اعظم(ص) با توجه ویژه به زنان جایگاه همانندی با مردان برای آنان قایل بود. و برخلاف این عقیده که زن و نام او را مایه شرمساری می دانستند و حتی دختران خود را زنده به گور می کردند، آن حضرت با افتخار از مادران خویش یاد فرمود.

فلسفه ازدواج‌های متعدد پیامبر(ص) چیست؟

پیامبر و کودکان

رسول اکرم(ص) به کودکان احترام می گذاشت، از کنار بازی آن ها به آرامی می گذشت تا مزاحم لحظه های شاد آنان نگردد، هیچ وقت آنان را موجود کوچک و حقیر به حساب نمی آورد، و با همه بچه ها در خور شأن و منزلت آنان رفتار می نمود. أنس بن مالک می گوید: رسول خدا(ص) وقتی از کنار بچه ها می گذشت به آن ها سلام می کرد.
سجستانی نقل می کند پیامبر(ص) بر جوانان در حال بازی کردن وارد شده به آنان سلام می نمود. همچنین می گوید: ما بچه های نوجوانی بودیم رسول خد(ص) بر ما وارد شد و به ما سلام نمود.
نقل شده که در زمان پیامبر(ص) مردم اطفال کوچک خود را خدمت حضرت می آوردند تا پیامبر(ص) برای آنان دعا کند و اسمی برای آنان انتخاب نماید. حضرت اطفال را با نهایت احترام در بغل گرفته و نسبت به والدین آن ها اظهار محبت می نمود. گاهی پیش می آمد که بچه ها در بغل حضرت ادرار می کردند، والدین شان از این کار بچه ناراحت شده سر آنان داد می کشیدند، اما پیامبر(ص) به شدت از این کار منع می کرد و می گذاشت تا نوزادان قضای حاجت نمایند. آنگاه اسمی برای آن برگزیده و در حق شان دعا می فرمود و طفل را به والدین می سپرد. بعد از رفتن آنان لباس خود را آب می کشید، و با این کار خود موجب سرور و خوش حالی مردم می گردید.

پیامبری که دوست بچه‌ها بود و قصه‌ای به شیرینی عسل

پیامبر و حقوق حیوانات و طبیعت

پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله درباره مدارا و مهربانی با حیوانات و نیز مراعات حال ضعیف شان هنگام سوار شدن و در مسیر حرکت، سفارش های عجیبی داشته اند؛ مانند: «خدا مدارا کردن را دوست دارد و بر انجام آن کمک می کند. پس هرگاه بر چهارپایان لاغر سوار شدید، آنها را در منزل هایشان (توقف گاه ها) فرود آورید. اگر زمین خشک و بی گیاه بود، با شتاب از آن بگذرید، و اگر سرزمین سرسبز و پرعلف بود، آنها در آنجا استراحت دهید!»
براساس روایت دیگری، وقتی که از آن حضرت پرسیدند: ای رسول خدا! آیا حمایت از حیوان ها و مهربانی با آنها، ثوابی برای ما دارد، در جواب می فرمودند: «حمایت از هر جگر “تری” (سیراب کردن هر تشنه ای) پاداشی نزد خدا دارد» طبق روایتی که ـ عده ای از قول عایشه و ـ حلبی آن را از قول فردی نامعلوم در غزوه تبوک نقل کرده اند، آن حضرت به طور ویژه اسبش را نوازش و تیمار می کرد.

اهمیت حقوق حیوانات در فقه اسلامی / وقتی پیامبر گربه تشنه ای را سیراب کرد و بعد وضو گرفت

انتهای پیام/