مالک رضایی 

شب چهارشنبه ی پارسال بود که دوستی به طعنه می گفت شهر ،در گیر جنگ ناخواسته ی انفجار ترقه ها و نارنجکها شده است.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

نسلی که تا پیچ تلویزیونش را باز می کند ،تصاویر انفجار بغداد و حلب و دمشق و کابل و موصل و صنعاست که چشمانش را می آزارد، دیگر هیچ خاطره ی خوشی از صدای انفجار ترقه و نارنجک و… ندارد. حتی صدای ترقه و انفجار چهارشنبه ی آخر سال نیز برای او پیام آور شادی و شادمانی نیست.

چنین شادمانی برای عصری بود که بشر در سکوت و آرامشی لذتبخش به سر می برد و برای اینکه تنوعی در آن ایجاد کند.سالی یکبار هوس می کرد به تفننی آنرا بشکند.

شب چهارشنبه ی پارسال بود که دوستی به طعنه می گفت شهر ،در گیر جنگ ناخواسته ی انفجار ترقه ها و نارنجکها شده است. صرفنظر از اینکه هر کدام از روزهای آخر سال، طلیعه ای برای ورود به بهار است.در این میان قرعه ی فال مراسم پر حوادثی نیز ، بنام شب چهارشنبه خورده است که با تاسفی عمیق هر سال آبستن سوانحی تلخ است. شادباشهای آن نیز با دیدن و شنیدن خبر آن حوادث رنگ می بازد.

باری،؛ یاد آوری آن تلخیها هم چیزی جز غم نمی افزاید و اکنون نیز صرفا زان حدیث تلخ می گویم تو را ،تا ز تلخیها فرو شویم تو را .
بیاییم تا حد امکان از وسعت و ارتفاع این ترقه بازیها و انفجارهای پرحادثه بکاهیم و به جای آن با جامه ها و جانهای نو پذیرای قدوم همدیگر باشیم و چشم انتظار نوروز و بهاری دلپذیر مانیم.

از پیامبر رحمت(ص) روایت پرمعنایی هست که مولوی نیز از یادآوری آن در مثنوی زیبای خود غفلت نکرده است، فرمود:
جسم و جان خود را از نسیم باد بهاری لبریز سازید، زانکه با جان شما آن می‌کند، کان بهاران، با درختان می‌کند. لیک بگریزید از سرد خزان،کان کند، کو کرد با باغ و رزان.
صاحب مثنوی ،اعتقاد دارد که این روایت، علاوه بر معنای ظاهری، عمقی عمیق هم دارد و همانا مقصود پیامبر اکرم(ص) از بهار ،عقل و جان آدمیست که باید آنرا بارور ساخت و مرادش از خزان ،نفس اماره است که باید فرو کوفت و آمدنش را به تاخیر انداخت .اما راویان ،آنرا به ظاهر برده اند و بر آن صورت قناعت کرده‌اند.

بی‌خبر بودند از جان، آن گروه
کوه را دیده، ندیده کان، بکوه

آن خزان نزد خدا نفس و هواست
عقل و جان، عین بهارست و بقاست.

آخرین چهارشنبه ی سالتان مبارکباد

انتهای پیام/