حمید رستمی

حتی بدبین ترین هوادارانی که یکسال قبل درست در چنین روزهایی پرچم بنفش به دست گرفته و سرود “یار دبستانی” سر داده بودند هم پیش‌بینی نمی‌کردند که به این زودی ها دیگر نای هواداری از رئیس جمهوری که در رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب گوی سبقت را از رقیبِ بشدت اصولگرایش ربود نداشته باشند. […]


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)


حتی بدبین ترین هوادارانی که یکسال قبل درست در چنین روزهایی پرچم بنفش به دست گرفته و سرود “یار دبستانی” سر داده بودند هم پیش‌بینی نمی‌کردند که به این زودی ها دیگر نای هواداری از رئیس جمهوری که در رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب گوی سبقت را از رقیبِ بشدت اصولگرایش ربود نداشته باشند.

اتفاقاتی که در یک سال اخیر پشت سر هم ردیف شدند فضا را چنان بر طرفداران دولت تنگ کرده اند که حالا اینان خیلی بیشتر از آنکه جوابگوی رقبای سنتی شان باشند باید دلایل و براهینی برای اقناع همراهانی که همیشه از فضایل مخالف خوانی برخوردار بودند و پیش‌بینی‌های ابدی-ازلی شان در رابطه با به وقوع نپیوستن اتفاقی بزرگ در سطح کلان را اقامه کنند و نگاه‌های شماتت بار و کنایه های آبدار را نثار افرادی می‌کنند که تا آخرین لحظات پایان مهلت رای گیری در صف‌های طویل سرپا ماندند و به برنامه‌های پر از تدبیر و امیدوارانه اعتماد کردند.

اما خشکسالی همه جانبه در عرصه سیاست ایران و جهان چنان دست به دست هم دادند که یاران فراموش کردند عشق. و شرایط بحران اقتصادی بوی بهبود به جهان پراکنده نکرد که هیچ بلکه رفته‌رفته چنان کلاف سردرگمی شد که فقط با دوره چهار ساله دوم “محمود” می‌شد مقایسه اش کرد. رکود از بازار رخت بر نبست و گرانی را هم به ارمغان آورد. دلار دوباره یاغی شد و کسی را یارای رام کردنش نبود وُ برجام به پایان نزدیک و نزدیک تر شد وُ رئیس جمهوری که قرار بود با افزایش رای در پی مطالبات حداکثری پایگاه اصلی رای دهندگانش باشد همواره به سمتی غش کرد که چندان به مذاق طرفداران سینه چاک اش خوش نیامد.

داستان هایی که از اختلافات تیمی درون کابینه به بیرون درز می‌کرد همراه با دودستگی آشکار در هیئت دولت و همچنین انفعال فراکسیون امید در مجلس و سردرگمی شورای شهر و خالی ماندن کرسی شهرداری تهران همه و همه پاس گل هایی بود که تقدیم رقیب گردید تا با استفاده بهینه از آنها بذر ناامیدی و یاس را در جامعه- که به شدت پتانسیل سرخوردگی دارد- بپاشد تا سر بزنگاه با دور کردنشان از صندوق رای، طرفداران اندک ولی پای کار خویش را به میدان آورد و همچون شورای دوم و مجلس هفتم با حداقل آرا قدرت را بازپس گیرد. اینجاست که حتی یک پیام رسان در تلفن همراه با فیلتر شدنش تبدیل بزرگترین مسئله سال جدید می شود و سکوت رئیس جمهور به تصرف آخرین سنگر دولت تعبیر می‌شود و کسی نمی‌تواند سینه ستبر کرده و حمایت علنی از رای سال پیش داشته باشد غافل از اینکه نتیجه تمام این یاس و ناامیدی نمی تواند به رجوع به رقیب انتخابات سال ۹۶ بیانجامد و آنهایی هم که کمپین های پشیمانی راه می‌اندازند گزینه بهتری برای ارائه نداشته و صرفا سوار بر موج مخالف خوانی از مزایایش استفاده کرده و لایک گرفته و از پاسخ‌گویی شانه خالی می‌کنند تا در حال حاضر “روحانی چی” بودن سخت ترین کار عالم باشد. اشتباهی که در بستن تیم وزرا -و اعتماد بیش از اندازه به افرادی که جایگاه چندان مناسبی در افکار عمومی نداشتند- باعث شد خیلی زودتر از آنچه تصورش می‌رفت بخش وسیعی از جمعیت رای دهنده دچار شک و دودلی شوند تا جایی که سکوت و انفعال این سری وزرا حتی صدای خود روحانی را هم درآورد و از آن سو بهانه به دست اصولگرایان بدهد و ناکارآمدی اصلاح‌طلبان را در کوی و برزن جار بزنند در حالیکه عده بسیار قلیلی از مدیران سطح بالای دولت تعلق خاطری به گروه‌های اصلاح‌طلب داشته و دارند و هر آنچه هست یا اصولگرایان باقیمانده از دوران احمدی‌نژاد اند که امروز با سیاست سکوت و برائت از احمدی نژادی بودن خود را اعتدالی جا می‌زنند و یا اصولگرایان حامی لاریجانی که رفته رفته در پی مصادره اصلاحات هستند و برای ۱۴۰۰ نقشه هایی در سر دارند و سعی در پرو لباس اصلاح‌طلبی برقامت مرد فیلسوف قوه مقننه دارند.

اینجاست که هواداران راستین روحانی از یک سو مورد هجمه افرادی که سالهاست با صندوق قهر کرده اند قرار می‌گیرند که چرا خام حرفهای مناظره شدید و از طرف دیگر اصولگرایانی که با ذره‌بین افتاده اند دنبال طرفداران دولت و هر کنش و واکنشی را به‌شدت رصد کرده و در پی بدنام کردن اصلاحات با بزرگنمائی دنبال صید شاه ماهی خویش از این دریای طوفانی هستند. قبول کنید که در این بازار “روحانی چی” بودن سخت ترین کارهاست!

 

انتهای پیام/