محسن پرستاری

علی دائی خود به تنهایی یک نهاد و سَمَن خیلی قوی است. 


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

🔸دائی، دایی فوتبال ایران

▪️ هرگز از خاطرم نخواهد رفت صحنه ای را که سالها قبل در بازی برشا و فیورنتینا خلق شد. تیم برشا آخرین مقصد روبرتو باجو در دنیای فوتبال بود. بین بازی توپی در نیمه میدان به پای باجویِ پیر رسید. حریف مقابل اش جوانی بود که آرزوی جویای نام داشت. سرش پایین بود و نگاهش به توپ و پاهای باجو. ناگهان سر بلند کرد و چشمش که به روبرتو افتاد چند قدمی به عقب برداشت و به نشانه احترام عکس العملی از خود نشان نداد. در عوض بزرگی می گفت در بازی ساپیا مقابل فلان تیمی که بنا به مصلحت از ذکر نامش می گذریم؛ بین دو نیمه سرمربی حریف به بازیکنانش امر می راند که اگر نمی توانید توپ دائی را بزنید خب پاهایش را درو کنید!
نه تنها طرفداران دائی بلکه فوتبال دوستان ایرانی تشنه چنین صحنه هایی هستند تا در وادی حرمت تصاویری خاطره انگیز بر خاطر و یادشان نقش بندد. تصاویری بسان باجوی لاجوردی پوش. بازیکنی که از یکی از افتخاراتش خراب کردن پنالتی دو دوره از جام جهانی برای کشورش بود. یکی در نیمه نهایی و دیگری در فینال جام معتبر جهان.

▪️یادمان هست که برای مراسم قرعه کشی دوره قبل جام جهانی از علی دائی دعوت به عمل آمد. دائی حضور درآن مراسم حاضر و  مسئول برداشتن گوی های جام جهانی شد. آن هم در جمع بزرگان فوتبال جهان. مراسم به طور زنده به دنیا مخابره می شد بغیر از صدا و سیمای ایران که تنها دلیل پخش نکردنش را در کراوات دائی بهانه کرد.

▪️فینالِ فوتبالِ جامِ باشگاههای اروپای سالِ قبل را که بخاطر دارید. مسابقه بین لیورپول و رئال مادرید به میزبانی کشور اُکراین. فوتبال دوستان و طرفدارانش به یاد دارند که اول بازی کاپ قهرمانی توسط چه کسی به زمین مستطیل سبز آورده شد و آخر بازی هم راموس کاپیتان رئال از دستان چه کسی جام را گرفت و بر آن بوسه زد. شفچنکو مفتخر به این امر بود. اکراین هم می بالید که شناسنامه فوتبال اش را دوباره به رخ  اروپا می کشید. ولیکن ما با بزرگان فوتبال خودمان علی الخصوص علی دائی چه کردیم؟ آیا تا بحال مسئولان ورزشی کشور چنین اقدامی را  در قبال اسطوره فوتبال شان کرده اند؟ شاید بگویند که تا بحال فینال معتبری در ایران برگزار نشده که دست به چنین کاری بزنیم. اما آیا در فینال جام باشگاههای آسیا که پیش رویمان برگزار خواهد شد عکس العملی مثبت خواهند داشت؟ بعید می دانم که مسئولان ورزشی چنین فضایی را برای دائی فراهم کنند. قصاص قبل از جنایت نمی کنم. نشان بر این نشان که اگر می خواستند به یقین برای بازی خداحافظی اش تدبیری می کردند که متاسفانه خیلی دیر شده است. باز هم زمان زیادی نیست. دو هفته دیگر همه چیز مشخص خواهد شد.

▪️یکی از مسئولان استانی تعریف می کرد که: «نشد به دائی زنگ بزنیم و برای برنامه خیریه ای دعوت کنیم و  نهایتا جواب منفی بگیریم. شاید نتواست  در آن برنامه حضور داشته باشد اما به یقین تاکیدشان بر این بود و هست که شماره حسابی بفرستید تا مبلغی برای این امر خیریه بفرستد». بگذریم که مسئول محترم در ادامه چه می گفت و از کی حرف می زد. قلم مزین است به « … ما یَسطَرون» شریف است و شرافت دارد.  و اما بعد بایستی پرسید مسئولان استان برای افتخار دیارشان چه کرده اند؟

▪️صفات بیگانه و مرده پرستی دارد به گوشت، پوست و استخوانمان رخنه می کند. مثل خون در رگ مان. همین چند هفته پیش بود که در نظر سنجی کنفدارسیون آسیا، دائی به عنوان بهترین مهاجم تاریخ فوتبال آسیا انتخاب شد و سامی الجابر در رتبه دوم قرار گرفت. فردای آن روز سامی در عربستان تجلیل شد و دائی به دادگاه احزار. نکند واکنش و رفتار عربستان در قبال این امر محلی از اعراب داشت و ما فقط درست می اندیشیم؟

▪️علی دائی خود به تنهایی یک نهاد و سَمَن خیلی قوی است. NGO  به معنای اخص کلمه. بدون وابسته به دولت و بدون استفاده از بهره و سودی. بزرگ مرد اردبیلی در زلزله کرمانشاه بر اثبات حقایق دست گذاشت. جایی که  در در انجماد بی اعتمادی احیای اعتماد کرد و شاید ترور و تخریب شخصیتی از طریق صدا و سیما را ماحصل همین قضیه دانست. دائی دارد کتک رو راست بودنش را میخورد. صادقانه بودنش را. دائی و امثالش تقاص سادگی شان را دارند پس می دهند. جایی که با مردم ایستادند و با مردم کمر همت بستند.

▪️چند روزی است که صدا و سیما در حرکت ناجوانمردانه ای دامنه تخریب را گسترده تر می کند و عرصه را برای دائی تنگ تر. از برنامه زنده شبهای فوتبالی بگیر تا خبر ۲۰:۳۰٫ گزارش های یک طرفه بدون نقل قولی از مصاحبه های دائی در رسانه های دیگر. اما ما دیگر عادت داریم به این ناملایمات روزگار. مگر این اولین بار است که صدا و سیما دست به چنین کاری می زند؟ هنوز مصاحبه بازیگری که مدعی شده بود دائی در تمرینات به او حمله ور شده به اتاق آرشیو صدا وسیما منتقل نیافته است.

▪️دائی ایران را دوست دارد. برگردید به مصاحبه هایش. در یکی از بازی های لیگ برتر زبان اعتراض گشود و مدعی شد که در ورزشگاه پرچم های سایر کشور جولان می داد. دقیقا در همان مصاحبه به ایرانی بودنش افتخار کرد و مرتکبان این عمل را ملامت.

▪️می توان همین طور سطرها را ادامه داد و نوشت. چه بسا که جای نوشتن دارد. جای آه نیست چرا که همه زخم ها نهان است… و به قول شاعر:
اندکی پیش تو گفتم غم دل ترسیدم
که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیاراست

▪️حضرت مولانا معتقد است که : «تعصب همه خامی است.» احتمالا  نویسنده این سطور را به داشتن تعصب محکوم کنید اما لازم است که اشاره کنم دائی بری از نقد نیست. گیرم که جناب دائی برخورد بدی با خبرنگار داشت (که نداشت. کافی است به مصاحبه اش رجوع کنیم) اما چنین برخوردی در شان او نیست. مسئولان می توانستند با کدخدا منشی قضیه را فیصله دهند و به دائی اخطار و تذکر. علی دائی و امثال این بزرگان سرمایه های ملی این مرز پر گهر هستند که دانسته و ندانسته با دستهای خودمان بر این ثروت ملی آتش می کشیم. دائی برای فوتبال ایران حکم دایی را دارد.
و کلام آخر از زبان نغز و پر معانی لسان الغیب حافظ شیرازی:
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

انتهای پیام/