مهدی جهاندیده

نامه آقای نیکزاد بیشتر به یک شوخی با حافظه تاریخی اردبیلی‌ها می‌ماند که در پی یک فرافکنی در توجیه کم‌کاری‌های خود و برادرش در به سرانجام نرساندن راه‌آهن اردبیل است


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

آیا نیکزاد با حافظه تاریخی اردبیلی‌ها شوخی می‌کند؟فرافکنی پوپولیستی

اخیرا علی نکیزاد با انتشار نامه‌ای خطاب به اردبیلی‌ها، به دفاع از کارنامه خود در استانداری اردبیل پرداخته و بر اصل ماجرا «نعل وارونه» سفت و سختی زده است. کارنامه نیکزاد در استانداری آنقدر پرعیب و ایراد است که ادعای او در آن نوشتار بیشتر تداعی کننده «تکنیک‌های گوبلزی» است. نوشتار نیکزاد در خصوص پروژه راه‌آهن آنقدر پرشبهه و تشکیک‌برانگیز عنوان شده که با اصل تاریخ در تناقض آشکاری است.
آبان ماه ۸۴ وقتی علی نیکزاد اتوبوس سوم تیر را جلوی درب استانداری اردبیل پارک کرد، برخی‌ها از این تصمیم احمدی‌نژاد یکه خوردند. یک انتصاب مهم آنهم از سوی رئیس جمهوری که شمشیر را از روی برای مدیران خاتمی بسته و با هیچ شخصی هم تعارف نداشت؛ کاملا غیرمنتظره بود. اما علی از سالها پیش «مرد شماره یک محمود» در حلقه اردبیلی‌ها بود. نیکزاد «نورچشمی» احمدی‌نژاد بود و چندان اهمیتی نداشت که او در دولت اصلاحات مدیرکل و معاون استاندار باشد. نیکزاد از همان روزهایی که احمدی‌نژاد در کشمکش کودکانه میان نمایندگان وقت اردبیل، ناباورانه و در کمال خوش‌شانسی محض، حکم استانداری را از علی محمد بشارتی ربود؛حلقه‌ای از رفقا را در باغ ملی شکل داد که بعدها مقربین کابینه دولت‌های نهم و دهم شدند.
نیکزاد همان «اشل محلی» احمدی‌نژاد بود و رفتاری در تقارن با او داشت. یارانش مدعی بودند که او یک تنه در استانداری همه امورات را به دوش می‌کشد تا رنگ غبار محرومیت را از چهره اردبیل بزداید. پورپاگاندای نیکزاد بر اساس توسعه عمرانی شکل گرفته بود و می‌کوشید چهره‌ای عملگرا از خود نشان دهد. در همان روزهای اول به مدد و پشتیبانی تمام قد دولت مدعی شد راه‌آهن میانه به اردبیل را پنج ساله تمام می‌کند و با توجه به خزانه پری که احمدی‌نژاد از دلارهای نفتی داشت، هیچ غیرممکنی ناممکن نشان نمی‌داد. اما راه‌آهن بعدتر نمره منفی کارنامه نیکزاد شد.

 

 

علی نیکزاد
اینها همان مواردی است که از خواندن نامه نیکزاد در اذهان تداعی می‌شود، اما آقای نیکزاد به شکل عجیبی پافشاری خاصی دارد تا کلنگ‌زنی راه آهن را به سالها پیش ارجاع دهد! یک سرچ معمولی مشخص می‌کند گلنگ راه آهن را سیدجواد نگارنده در واپسین روزهای استانداری و در دولت احمدی‌نژاد بر زمین زده است و علی نکیزاد هم بعدها مدعی شده صوت قطار را پنج ساله به اردبیل می‌رساند. اما همه استانداران دولت مهرورز کار خاصی را در راه‌آهن پیش نبردند و به تاریخ امروز هم راه‌آهن کلی از ادعای پیشرفت شصت و چنددرصدی نیکزاد عقب‌تر است! و اگر همه چیز بر اساس تقویم چشم‌انداز اکبر بهنام‌جو پیش برود هنوز سه سالی تا نهایی شدن راه‌آهن زمان نیاز است.
آقای نیکزاد در نامه‌اش مجید خدابخش را به کم‌کاری در حوزه راهها مقصر می‌کند و خود را معمار توسعه راههای اردبیل تعریف می‌کند. در حالی که خدابخش همان روز که پا در باغ ملی نهاد، مجموعه‌ای زهوار درفته را از برادر کوچکتر علی تحویل گرفت که هیچ چیز سرجای خودش نبود.از جمله در روزهایی که خط آهن کیلومترها با اردبیل فاصله داشت؛ در رویکرد پوپولیستی نیکزادها ایستگاه راه‌آهن در بدترین جای ممکن کلنگ‌زنی شد تا برادر کوچکتر هم از پروپاگاندای خط ریلی بی‌نصیب نباشد

 

آیا نیکزاد با حافظه تاریخی اردبیلی‌ها شوخی می‌کند؟

نامه آقای نیکزاد بیشتر به یک شوخی با حافظه تاریخی اردبیلی‌ها می‌ماند که در پی یک فرافکنی در توجیه کم‌کاری‌های خود و برادرش در به سرانجام نرساندن راه‌آهن اردبیل است. اگر از چشم یک مدیر آشنا به بودجه و اعتبارات به نامه نیکزاد نگاه شود و اسناد تخصیص در دوره پرپول ایشان با دولت تدبیر و امید مقایسه شود، رسوایی به بار می‌آورد.
شاید نیکزاد در خلوت خودش هم بهتر از هر کسی می‌داند که زمان وزارت او فرصتی استثنایی برای اردبیل بود تا دستی به سر و روی راههای اردبیل بکشد و یواشکی راه‌آهن را به سرانجام برساند تا این توفیق به نام برادرش ثبت شود. اما واقعیت این است که آقای نیکزاد شما نتوانستید و برای اردبیل کم گذاشتید در حالی که همه ابزارهای لازم را در اختیار داشتید. نیکزاد سالهاست از رفیق قدیمی دل بریده‌ اما این نامه نشان داد هنوز در سیاست به همان مسلک احمدی‌نژاد راه می‌رود. توپ سیاست چیزی شبیه بومرنگ است و هرکجا که پرتابش کنید دست آخر به میدان خودتان بر می‌گردد.

انتهای پیام/