مالک رضایی

گرچه برنامه جامع اقدام مشترک، موسوم به برجام، سرنوشتی مشابه "فیل در تاریکی" پیدا کرده است که هر کسی در تاریکی به جزوی از آن که رسید، فهم آن کرد هر جا که شنید، اما هر چه که هست تنها ابزار دیپلماسی موثر ایران برای مدیریت بحرانی است که به تنهایی در یک طرف آن ایستاده و در طرف دیگرش، امریکا و هم پیمانان منطقه ای آن با تمام توان اقتصادی و نظامیشان قرار دارند .


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

مالک رضایی

گرچه برنامه جامع اقدام مشترک، موسوم به برجام، سرنوشتی مشابه “فیل در تاریکی” پیدا کرده است که هر کسی در تاریکی به جزوی از آن که رسید، فهم آن کرد هر جا که شنید، اما هر چه که هست تنها ابزار دیپلماسی موثر ایران برای مدیریت بحرانی است که به تنهایی در یک طرف آن ایستاده و در طرف دیگرش، امریکا و هم پیمانان منطقه ای آن با تمام توان اقتصادی و نظامیشان قرار دارند .

بر آن اساس می توان گفت تصمیمات و اقدامات چند روز قبل ایران، در مکاتبه با قدرتهای اروپایی و ریسک پر خطر بر سر “برجام” از پشتوانه چندان مناسب کارشناسی برخوردار نبود.

آن اقدام به وضوح استعداد بازگشت بدون نتیجه و حتی کمانه کردن به سوی ایران داشت که بحران را عمیق تر هم بکند و به واگرایی نسبی اروپا نیز منجر شود که تا حدودی هم شد و نشانه های آن بلافاصله در بیانیه ی اتحادیه اروپا دیده شد.

به نظر می رسد که کانون دیپلماسی ایران در آن اقدام، کم و بیش از نسخه ی “سید حسین موسویان” دیپلمات سابق هسته ای ایران تبعیت کرده بود که چند روز قبل در یادداشت خود به مجله ی “میدل ایست آی لندن” از ضرورت صدور یک بیانیه از طرف ایران و دادن مهلتی کوتاه به اروپا برای چانه زنی با آن قدرتها و سپس خروج از برجام سخن گفته بود.

گزینه ای که از طرف تهران با امید به”چانه زنی” در دستور کار قرار گرفت در صورت اصرار بر تداوم آن می تواند مستقیما ما را به ذیل منشور هفت سازمان ملل ببرد و با احیای قطعنامه های پیشین شورای امنیت، در مقابل اجماعی که هم اکنون به مدد همین “برجام” شکسته شده است قرار دهد.

آنچه که مسلم است نقش دیپلماسی تا آخرین مرحله، مدیریت بحران است که به سمت جنگ تغییر حالت ندهد و بر آن اساس هر گونه اقدام ایران، ولو با فشار خارجی و یا بر مبنای یک محاسبه ی خام داخلی برای خروج از برجام به منزله پایان ابتکار عمل دیپلماسی ایران و تغییر صحنه بحران به نفع امریکاست.

امریکا با اعمال فشارهای گوناگون و لحظه شماری برای خروج ایران از “برجامی” که با همین پای شکسته و جان نیمه جانش نیز مانع از پیوستن حقوقی قدرتهای دیگر به امریکا شده است، به شدت دنبال یک قطعنامه ی بین المللی لازم الاجرای شورای امنیت برای تقابل نظامی با ایران است و خروج ایران از برجام ،صدور چنین قطعنامه ای را ممکن می سازد .

پایان بر جام در بحران فعلی به معنای پایان کار دیپلماسی است که دور شدن فوری اروپا از ایران و نزدیک شدن بیش از پیشش به امریکا را در پی دارد.شانه خالی کردن و رهانیدن یقه اروپا از مسئولیت و تعهداتی که بر اساس “برجام” در مقابل ایران دارد و نهایتا عمیق تر شدن بحران و متوجه نمودن بخشی از مسئولیت آن به ایران و طرح زیانبار آن در شورای امنیت برای تصویب قطعنامه های لازم الاجرای مورد در خواست امریکا و …هم از پیامدهای بعدی آنست.

آنچه که بر خلاف پیش بینی اقدام چند روز قبل ما و نسخه ی کارشناسی خام آن، در واکنش اتحادیه اروپا دیده شد،نپذیرفتن ضرب الاجل زمانی ما از طرف آن اتحادیه بود اما پیامی ضمنی و دیپلماتیک نیز با زبان بی زبانی به ما داشت که
” مسئولیت کار با خودتان ،کاری که شصت روز دیگر می خواهید انجام بدهید ،هم اکنون انجام دهید .”

می توان تا همین مرحله، هزینه ی اقدام چند روز قبل را تقبل کرد و آنرا تست زنی از رفتارهای آتی اروپا و نیز چین و روسیه تلقی کرد.اما باید دانست هر گونه اقدامی از طرف ایران که موجب آسیبی بر جان نیمه جان بر جام شود به منزله ی رهانیدن اروپا و دیگران از قید و بند مسئولیتهایی هست که همین “جام شکسته” بر عهده ی آنان گذاشته است و چنین اقدامی به طور قطع، خواست اصلی امریکا و هم پیمانان منطقه ای آنست.

 

انتهای پیام/