هفت روز: در تمام جوامع و دوران‌ها میل به دیده شدن در انسان‌ها وجود داشته است و این مسئله تنها در جامعه ما نیست، بلکه در تمام دنیا سابقه تاریخی دارد و افراد سعی می‌کنند به عناوین مختلف خود را مطرح کنند و بنمایانند. در ایران باستان و قبل و بعد اسلام هم این موضوع وجود داشته است و افراد برای معروف کردن خود کارهای زیادی انجام داده‌اند. حتی قهرمانان و جنگجویان، بزرگان و دانشمندان سعی کردند خود را چه از لحاظ عملی چه از لحاظ تاریخی و ورزشی مطرح کنند.
کودکان

در مورد عشق و علاقه بیش از حد برخی افراد برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری هم باید بگویم این میل در برخی‌ها به صورت بزرگ‌تر وجود دارد، نحوه آرایش و پوشش جوان‌های امروزی نشانگر همین امر است. الگو گرفتن از بازیگرهای معروف و نزدیک کردن شکل و شمایل خودشان به این افراد نشان می‌دهد که این دسته از آدم‌ها به هر طریقی می‌خواهند وارد یک دنیای رنگارنگ شوند. این موضوع بعد اجتماعی دارد، نه روان‌شناسی. امروز اگر این پدیده بیشتر به چشم می‌خورد به خاطر این است که فراگیر‌تر شده است. فرد برای رسیدن به شهرت حاضر است هزینه کند، تلاش و کوشش کند و وقت بگذارد.

این میل به دیده شدن در نگاه اول خوب است چون باعث پیشرفت و شکوفایی است. اما گاهی آن فرد استعداد و توانایی هیچ چیزی را ندارد و این سرخوردگی و شاید غم ناشی از آن باعث می‌شود به هر نحوی خودش را به این جریان نزدیک کند، بعضی از آنها هیچ فیلمی را از دست نمی‌دهند و تمام فیلم‌های روی پرده سینما را می‌بینند و از طریق آن می‌خواهند خودشان را به شهرت برسانند و در کنار هنرپیشه‌های محبوب‌شان بنشینند. بعضی دیگرهم از طریق جمع‌آوری عکس‌ها و پوسترهای هنرمندان این خلأ را پر می‌کنند.

اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که جامعه افراد را غربال می‌کند، افرادی که با کوشش و تلاش فراوان و از راه درستش وارد می‌شوند می‌مانند و کسانی که از راه اشتباه وارد می‌شوند از این چرخه خارج می‌شوند. اما این وسط یک نگرانی وجود دارد و آن اینکه افرادی که با این تمایلات شدید اگر به آن خاستگاه و نتیجه دلخواه نرسند در جامعه چه سرنوشتی پیدا می‌کنند؟ جواب بسیار ساده است: «سرخوردگی» آسیبی است که این روزها در افراد زیادی می‌بینیم چرا که راه‌های رسیدن به شهرت بسیار محدود شده که در بین اینها افراد عادی هر چقدر هم که تلاش کنند نمی‌توانند به آن قله آمالی ذهنی شان برسند.

فردا