کبری سعادتی:

نام زیبای تو و یاران با وفایت شهر را تماشایی کرده است... شهر سیاه پوش ماتمت شده است... چهره شهر غبار غم گرفته... در کوچه ها و خیابان های شهر می شود غربت شهادت تو را تفسیر کرد... انگار کربلای تو دوباره متولد شده و خون تو دوباره در شریان شهر جاری شده است.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

کبری سعادتی

مُحرم تو دل های همه را به هم مَحرم کرده و همه انگار با هم قرابت دیرینه ای دارند… اسم تو رسم عاشقی هر عزاداری شده است.

بیرق های مشکی که اسم با مسمای تو و علمدار تو و یاران با وفای تو بر روی آن حک شده است انگار بر سر شهر دست نوازش می کشد و با هر نسیمی که آن را تکان می دهد خروشی را در دل های به ماتم نشسته عزادارانت به پا می کند.

ماه محرم ماه عزای تقویم های ماست… ماهی است که خورشید در درون گودال می افتد و ماه آسمان شهر کربلا با صورت بر زمین می افتد… ماه محرم ماه بی سر شدن سردار سپاه حق است… ماه تیر سه شعبه و گلوی شش ماهه است… ماه فریاد هل من ناصر ینصرنی است… ماه امان نامه پاره کردن هاست… ماه خواندن نماز زیر بارش نیزه هاست… ماه ترک خوردن لب از سوز عطش است… ماه اکبر و قاسم و عبدا… فدای دین کردن است… ماه دست های سقا و مَشک خالی و شرمنده شدن آب است… ماه بر نیزه شدن ۷۲ سر است… ماه خیمه های سوخته و جگرهای گداخته است… ماه فرار کودکان در بیابان پر از مین های خار مغیلان است… ماه بر زنجیر شدن قرآن ناطق است… ماه شترهای بی جهاز و سنگ های دروازه ساعات و خواندن قرآن با گلوی بریده بالای نیزه است… ماه گذاشتن سر پدر در دامان دختر سه ساله است… ماه پیروزی خون بر شمشیر و فریاد علی گونه پیامبر دشت عاشورا و امام بیمار دشت عاشوراست…

ماه نیم روز ظهر عاشورا و شکستن کمر امام دین و نماز شب نشسته زینب است و ماه عزای عظماست…

در این ماه هرکس به قدر توانایی و بضاعت خود در عزاداری خورشید به خون نشسته عاشورا سهمی بر می دارد… حسینیه هایی دایر است… چای و شربت و غذاهایی از جنس احسان بین عزاداران تقسیم می شود… هرکسی با بغضی در گلو برای مولای خود جانفشانی می کند… همه در کار حسینی از هم پیشی می گیرند و همه هوای هم را دارند و انگار هیچ کس هیچ آرزویی جز خدمت در آستان امام شهیدش ندارد… چقدر دل ها خون است و همه آرزو دارند در ظهر عاشورا بودند و جان اندک خود نثار راه دین می کردند… شور حسینی قلب ها را می فشارد و رگ های غیرت دینی را متورم می کند… همان قدر که می خواهی جان فدای امامت کنی همان قدر هم کینه آل یزید را در دل می گیری و لعن و نفرین شان می کنی…

همان طور که چشمانت بر روی نوارهای مشکی درون حسینیه سُر می خورد.‌‌.. پیش خودت می گویی یعنی شور حسینی ما به شعور حسینی رسیده… از واقعه عاشورا چه درسی گرفته ایم… آیا بجز گریه توانسته ایم توشه ای برداریم…

داغ امام حسین (ع) و یارانش که در یک نیم روز کمر پیامبر دشت عاشورا را خم کرد دل های ما را مجنون خود کرده و همه احساساتی شده اند و این شور حسینی مردمان شهر را به جوش و خروش آورده و از شهر مدینه فاضله ای ساخته که همه دوست دارند این احساس ناب و پاک همچنان در شهر به اوج برسد و تمام نشود اما با برچیده شدن بساط عزاداری سید و سالار شهیدان این احساسات هم کم کمک کم رنگ تر می شود و دوباره همان آدم هایی می شویم که قبلا بودیم و گاهی دوستی های مان تبدیل به دشمنی می شود و خودخواهی مان به دیگر خواهی مان می چربد و اینجاست که باید شور حسینی مان به شعور حسینی برسد هر چند که شور و شعور لازم و ملزوم همند اما اگر شور حسینی مان راه شعور در پیش گیرد اندکی تامل خواهیم کرد که امام حسین (ع) چرا شهید شد؟ چرا فرزندان خود را به قتلگاه کربلا آورد؟ و فلسفه قیام عاشورا چه بود؟ چرا دشمنان با وجود شناخت امام حسین (ع) حتی به کودک ۶ ماهه او هم رحم نکردند؟

چه خوب گفته اند که امام حسین (ع) بیش از آب تشنه لبیک بود چون آن حضرت تا آخرین لحظه با گلوی خشکیده از عطش فریاد هل من ناصر ینصرنی را فریاد می زد تا حجت را بر همگان تمام کند…

ما باید با شناخت فلسفه قیام عاشورا به خودمان بیاییم و اندکی تامل و تفکر کنیم که ما برای امام عصر خود چه کرده ایم؟

مایی که در روزمرگی خود فرو رفته ایم و گاهی بی تفاوت از کنار غیبت امام عصر خود می گذریم آیا می توانیم ادعای مسلمان بودن و شیعه بودن داشته باشیم.

مایی که فقط از روی عادت و به صورت زبانی دعای فرج می خوانیم و در دل مان آب هم از آب تکان نمی خورد می توانیم دعوت امام عصر خود را لبیک بگوییم؟!

دشمنان امام حسین (ع) راه آب را بر امام عصرشان بستند، گناهان ما نیز راه ظهور را بر امام زمان مان بسته است.

ما با هر دعای فرج که می خوانیم در واقع داریم برای امام خود دعوت نامه می فرستیم. امیدواریم که پیمان نشکنیم… امیدواریم که با شور و شعور حسینی دل های مان را صیقلی دهیم تا خالصانه ظهورامام خود را بخواهیم و مخلصانه در رکاب امام عصر خود اردو بزنیم.

 

انتهای پیام/