حمید رستمی:

امروز در استانه انتخابات مجلس باز هم کاندیداهای سنتی به صف شده اند تا ماراتن تکراری را آغاز نمایند.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

حمید رستمی
اما یکی از بزرگترین تفریحات سالم این جماعت انتخابات است. انتخابات و حواشی آن خیلی زودتر از شهرهای دیگر در این شهر شروع می شود و خیلی دیرتر از سایرین، سفرۀ این مهمانی جمعی بسته می شود. مردمانش همیشه در صحنه اند و نُقل محافل اشان حرفهایی ست که رنگ و بوی انتخابات دارد. نقل امروز و دیروز هم نیست از همان سالی که #محمدباقر_بهشتی دچار یکسری حواشی بی پایه و اساس گشت و با تمام محبوبیت اش نتوانست بعنوان اولین نمایندۀ مغان راهی به بهارستان بیابد این گونه بوده تا امروز که میرحمایت میرزاده نمایندگی اشان را برعهده دارد.
البته رقابتهای دهۀ شصت بیشتر از آنکه رقابت سیاسی باشد رقابتی جغرافیایی بود. آنجا که پارس_آباد و بیله_سوار در ائتلافی آشکار علیه گرمی که مرکز شهرستان_مغان محسوب می شد وارد عرصه رقابت می شدند و معمولاً در این رقابت نابرابر گرمی بازندۀ میدان می شد تا آنجا که محمدرضا_راشد – که شاید امروز کسی از چند و چون سرنوشت اش باخبر نباشد- بعنوان اولین نماینده مغان بعد از انقلاب اسلامی به مجلس راه یافت و وحدت و همدلی یکسره اهالی گرمی و روستاهای همجوار فقط توانست مجوز نمایندگی مجلس دوم را برای مرحوم مطلب_دشتی که اهل گرمی بود و مدتی هم در پارس آباد خدمت کرده بود را صادر کند و در دوره های بعدی این حبیب_برومند ، فیروز_احمدی و حسن_الماسی بودند که گوی سبقت را از رقیبان اهل گرمی بربایند و به مجلس راه یابند.
در رقابتهای مجلس سوم حضور دو کاندیدای قَدَر از گرمی یکپارچگی مجلس دوم را نشانه گرفت و در حالیکه شهر با دو قطبی “دشتی” و “شاهی” مواجه شده بود حبیب_برومند_داشقاپو که سوابقی در کمیته انقلاب اسلامی آن زمان داشت از فرصت تاریخی به دست امده کمال استفاده را کرد تا در جلب آرای دو شهر بیله سوار و پارس آباد توفیق پیدا کند و حتی رقیب قَدَری همچون مجید_رزم_آذر هم نتواند در برابرش قد علم کرده و بعنوان نمایندۀ مغان به مجلس راه یابد.
در دورۀ چهارم هم حبیب برومند آنقدر در عرصۀ انتخابات پرقدرت ظاهر شد که در یک خرق عادت مجدداً راهی بهارستان شد ولی به دلیل رد شدن اعتبارنامه اش ، انتخابات ابطال گردید و در انتخابات میاندوره یی این فیروز احمدی تازه چهره شده بود که برندۀ انتخابات گشت . حالا دیگر ستارۀ اقبال “شاهی” و “دشتی” رو به افول بود و مردم دنبال چهره های جدیدی می گشتند. چهره هایی که در انتخابات مجلس پنجم با حضور افرادی مثل حسن الماسی جوان و میرقسمت_موسوی رونمایی شدند. موسوی که مسئول عقیدتی – سیاسی شهربانی آن زمان گرمی بود و بعدها با فوت حجت الاسلام فرخی به امامت جمعه این شهر انتخاب شد، میرِ بلند بالای خوش چهره یی بود که رفته رفته یکه تاز میدان شد ولی در انتخاباتی که به مرحله دوم کشیده شد، مغلوب ائتلاف دو شهر پارس آباد و بیله سوار گردید.
حالا دیگر بر همگان مسلم شده بود که بدلیل گسترش بیش از پیش پارس آباد و روند رو به رشد جمعیت اش رقابت با کاندیداهای پارس آبادی ناممکن است اینجا بود که مجلس پنجم با بالا بردن تعداد نمایندگان مجلس برای شهرستان گرمی سهمیۀ مجزایی در نظر گرفت و حسن الماسی در مجلس ششم بعنوان نمایندۀ دو شهر پارس آباد و بیله سوار در مجلس حضور یافت و این اغاز فصل جدیدی بود در داستان انتخابات این شهر که حساسیت اش را هزار چندان کرد.
انتخابات مجلس ششم همزمان شد با تغییر فضای سیاسی ایران و همچنین انفکاک از پارس آباد و بیله سوار در نتیجه به یکباره اهمیت ویژه یی برای شهروندان گرمی پیدا کرد. آرایش نیروها از نو پی ریزی شد. موسوی که در انتخابات قبلی تا آخرین لحظات پا به پای الماسی آمده بود به پشتوانۀ آن آرای انبوه ثبت نام کرد. فیروز احمدی که تا آن روز بیشتر به سمت پارس آباد چربش داشت بر اصالت اش و روستای “ماراللو” زادگاهش تأکید کرد و اکبر_محمدی_کلاسر و علی_دادگر هم با عنایت به سابقه سیاسی اصلاح طلبانه اشان وارد آوردگاه انتخابات شدند، ولی در پایان این موسوی بود که بصورت میلی متری رقابت را از فیروز احمدی که مورد حمایت اصولگرایان قرار داشت برباید و راهی سیاسی ترین مجلس ایران شود.
به چشم برهم زدنی مجلس ششم پایان گرفت و آرایش انتخاباتی دورۀ قبل دوباره چیده شد با تفاوتی کوچک که به جای علی دادگر، ناصر_نصیری در مقابل سه گانۀ احمدی، موسوی و محمدی قرار گرفت که البته کسی شانس آنچنانی برایش قائل نبود.
ناصر نصیری از مدیرانی بود که در دورۀ نمایندگی موسوی رشد پیدا کرده و بعنوان رئیس مخابرات گرمی خدمات مخابراتی زیادی به روستاهای دورافتاده شهرستان بخصوص در بخش_انگوت که آرایش در سبد رأی احمدی قرار می گرفت صورت داده بود و همۀ اینها – در کمال شگفتی – در روز رأی گیری خودش را نشان داد و انتخابات با حضور احمدی و نصیری به مرحله دوم کشیده شد.
ناصر نصیری شگفتی ساز انتخابات مجلس هفتم برای مردمان خسته از رقابت دو قطبی دو دهه یی فرصت مغتنمی بود تا جریان سومی پدید بیاید با محوریت جوانان و البته روستائیان دوردست که با دیدن عملکرد رئیس پرتلاششان می خواستند به گونه ای جبران لطف نمایند. تا انتخابات مرحلۀ دوم چند هفته یی فرصت باقی بود ولی کمتر کسی در برنده شدن نصیری شک داشت. چرا که با وجود اختلاف آشکار احمدی و نصیری در میزان رأی مرحله اول ، بدلیل سوابق احمدی امکان رشد رأی اش محدود بود ولی نصیری بدلیل ناشناخته بودنش پتانسیل جمع آوری آرای سرگردان را داشت و چنین بود که فردای روز رأی گیری، تلویزیون نام ناصرنصیری را بعنوان منتخب گرمی اعلام کرد.
مجلس هفتم در کل مجلس با کیفیتی نبود، چرا که مجلس خوب از رئیس اش پیداست. حدادعادل اهل مماشات بود و مجلس هم اکثریت اصولگرا داشت. نصیری که علاقۀ خاصی به شخصیت هاشمی رفسنجانی داشت در تمام جلسات و گفتگوها به نوعی ارادتش را به سردار سازندگی نشان می داد و رفته رفته نطقهای آتشین اش را شروع می کرد ولی آتشبار این نطق ها آن زمانی شدت گرفت که احمدی نژاد بعنوان دشمن قسم خوردۀ هاشمی، رئیس دولت شد و از اینجا به بعد وظیفۀ ناصر و معدود اصلاح طلبان مجلس بود که مواضع و تصمیمات غیرکارشناسی دولت را به چالش بکشند و مردم را زنهار دهند. نطق به یاد ماندنی نصیری در مخالفت با علی اکبر محرابیان وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت صنایع بود که با اشاره به سوابقش در اداره ناموفق فروشگاه رفاه اردبیل هنوز در یادها مانده است.
با پایان مجلس هفتم، فیروز احمدی که معاونت سیاسی استانداری اردبیل را برعهده گرفته بود دست به جوانگرایی زد و خواهرزاده اش ولی_اسماعیلی را تشویق کرد تا نامزد انتخابات شود و این چنین بود که این بار سه گانۀ نصیری، موسوی و اسماعیلی شکل گرفت تا با عنایت به یکدستی نیروهای اصولگرا همچنین افت آرای نصیری و موسوی، اسماعیلی بعنوان یکی از جوانترین نمایندگان به مجلس هشتم راه یابد تا در همراهی دولت چنان پیشرو باشد که خیلی زود اصلاح طلبان جای نصیری را در مجلس خالی ببینند و برای مجلس نهم پیشاپیش نام نصیری را بنویسند ولی این بار سرنوشت بازی دیگری را آغازید و ناصر نصیری نتوانست از فیلتر شورای نگهبان عبورکند و بعد از رد شدن صلاحیتش ، هوادارانش با اشاره او به سمت موسوی رفته و او را پیروز میدان کردند تا حتی پدیده یی مثل میرحمایت میرزاده هم نتواند با او رقابت کند و به نفر دوم بودن قناعت کند.
انتخابات مجلس دهم درحالی برگزار گردید که حتی سابقه فرمانداری در پارس آباد هم نتوانست شورای نگهبان را برای احراز صلاحیت ناصر نصیری قانع کند و از آن سو “موسوی” نماینده مستقر هم شرایط را مناسب رقابت ندید و چند روزی مانده به انتخابات انصراف خود را اعلام کرد تا همه چیز آماده رویارویی اسماعیلی با میرزاده باشد و در این میان این “سید” بود که با استفاده از حمایتهای آشکار نصیری و موسوی توانست بر رقیب پیروز شده و راهی بهارستان شود.
امروز در استانه انتخابات مجلس باز هم کاندیداهای سنتی به صف شده اند تا ماراتن تکراری را آغاز نمایند با این تفاوت که احتمالا فخرالدین_نصیری به نیابت از برادرش وارد میدان شده و اضلاع مربع رقابت را تکمیل کند. رقابتی که معمولا هشتاد درصد ارا از قبل مشخص است و این بیست درصد ارای سرگردان هست که به سوی هرکدام از رقبای همیشگی بچرخد همای سعادتی ست که به دوشش نشسته و چهار سال او را ساکن بهارستان خواهد کرد.
در واقع انتخابات در این شهر بیشتر شبیه لیگ فوتبالی ست که هر چهار سال یک بار برگزار می گردد و همه اهالی در طول این سالها بدون در نظر گرفتن گرایشات سیاسی و خاستگاه جغرافیایی کاندیداها، هر یک طرفدار یک تیم هستند و هیچ دلیلی نمی تواند به این سادگی ها باعث تغییر تیم مورد علاقه اشان شود . لیگی که چهار قدرت اصلی برای قهرمانی رقابت می کنند و بقیه در نهایت تلاششان برای کسب سهمیه است و البته سقوط نکردن!

انتهای پیام/