۱۴ماه از حضور جناب علی علایی به عنوان فرماندار در شهرستان مرزی پارس_آباد_مغان می گذرد. شواهد نشان می دهد این فرماندار خوش چهره و سلبریتی، که به علت خوش تیپی ذاتی، یکی از پر طرفدارترین های فضای مجازی استان نیز محسوب می شود،


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

علی علایی

۱۴ماه از حضور جناب علی علایی به عنوان فرماندار در شهرستان مرزی پارس_آباد_مغان می گذرد. شواهد نشان می دهد این فرماندار خوش چهره و سلبریتی، که به علت خوش تیپی ذاتی، یکی از پر طرفدارترین های فضای مجازی استان نیز محسوب می شود، در مدت تصدی فرمانداری این شهرستان، نتوانسته است رضایت_حداقلی مردم منطقه را جلب کند و بیشتر تمرکز خود را به خوب صحبت کردن و استفاده از عکس های چهره خود در بنرهای مناسبتی مختلف معطوف نماید.

وی در آخرین نمونه از اظهار فضل های کارشناسانه و در اقدامی ضربتی و در قامت یک متخصص محیط زیست و بهداشت، ضمن اعلام کذب بودن آلودگی رودخانه ارس فرموده اند: دلیل تغییر رنگ این رودخانه ناشی از کم_شدن_آب و پایین آمدن دمای_هوا بوده است.

این احساس مسئولیت یک مدیر واقعا دست مریزاد لازم دارد. یعنی تمام پروسه بررسی و آنالیز کارشناسانه یک معضل بزرگی نظیر آلودگی آب آراز که شاید در خوشبینانه ترین حالت، به ماهها وقت و ابزارهای دقیق آزمایشگاهی نیاز دارد، در عرض چنددقیقه توسط این استاد بزرگوار اعلام شده و اهالی منطقه علاوه بر اینکه نباید نگرانی از این مورد داشته باشند بلکه روزی چند ده بار خدا را شاکر باشند که یک چنین مرد فاضل، متخصص و متبحری زمام امور منطقه را به دست گرفته است.

انتظار داریم وقتی که از اوایل خرداد ماه آب رودخانه آراز به دلیل مصرف بالای آن در بخش کشاورزی منطقه کم می شود و دمای هوا نیز به بالاترین حد خود در طول سال می رسد، زبانم لال، اگرآب رودخانه به رنگ بنفش متمایل شد، جناب متخصص، چه استباطی را به مردم اعلام خواهند کرد؟

ای کاش این سرعت در اطلاع رسانی وعیب یابی مسایل توسط ایشان در سایر زمینه های مختلف نیز دیده و شنیده شود. دلیل اینکه کشاورزانی که با هزاران مشقت و هزینه، محصولی به بار می آورند و موقع فروش با مشقت مضاعفی مواجه هستند چیست؟ چرا شهری به آبادانی و درآمد خوب پارس آباد، چهره زیبا و میهمان پسندی ندارد؟ چرا در این ۱۴ ماه حتی یک سرمایه گذار نتوانسته است با کمک شما یک واحد اشتغال زا در حوزه صنایع تبدیلی در منطقه کلنگ زنی نماید ( افتتاح پیشکش) و دهها چرا و گلایه دیگر که از حوصله این مجال به دور است.

حکایت مطلب: کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدنسازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه فرصت نشد حتی یک فن جودو را به او تعلیم دهد. بعد از آن خبررسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به آن کودک فقط یک_فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی همان فن کار کرد. سر انجام مسابقات شروع شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان, با استفاده از آن یک فن, همه حریفان خود را شکست دهد!
سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک_فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشورانتخاب گردد. وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد رازپیروزی اش را پرسید. استاد گفت: “دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن #دست_چپ حریف بود که تو چنین دست نداشتی!

 

انتهای پیام/نشریه اردبیل آینده