چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹ - ساعت : ۱۲:۴۴
۱۳۹۸/۰۹/۲۹ :: ۲۱:۳۷

همسرم حرف گوش نیست

همسرم چند مدتی است که به حرفهای من گوش نمی ده و این موضوع زندگی مرا بهم ریخته است.

زندگی زوجین

مردی ۲۷ ساله هستم. همسرم ۴ سال از من کوچکتر است؛ به حرف من گوش نمی‌دهد؛ چند بار به خاطر اینکه با دختر دایی‌هایش باشد، شب خانه نیامده و پیش آن‌ها مانده است اما برای انجام کاری که من راضی نباشم این قدر اجازه می‌گیرد تا جواب مثبت بگیرد و…

پاسخ مشاور:

موضوعات طرح شده شما در چند بخش کلی تقسیم بندی می‌شود تا در پایان با تجمیع مطالب، به یک نتیجه کلّی برسید.

– تفاوت سنی ۴ ساله با همسر:

تفاوت سنی شما مشکل خاصی ندارد و نمی‌تواند دلیل اصلی اختلافات باشد. البته باید اشاره کرد که فقط سن تقویمی، تعیین کننده ویژگی‌های شخصیت و رفتار و قدرت مدیریت و تصمیم‌گیری و تفکر نیست. افراد بسیاری هستند که سن تقویمی پایین، اما سن عقلی وهوش هیجانی مناسب یا حتی بالا‌تر از سن خود دارند.

در اختلاف سنی‌های زیاد، عدم پختگی اجتماعی، فکری، هیجانی و مهارتی می‌تواند مشکل آفرین باشد که این مسئله با کمی آموزش، مشورت، مطالعه و ممارست قابل حل است.

-عدم تمکین و گوش نکردن به حرف‌ها یا خواسته‌ها:

درباره مشکل گوش نکردن همسرتان به حرف‌ها و خواسته‌های شما و عدم تحمل شنیدن «نه»، باید گفت که این دو رابطه مستقیم و اثرگذاری برهم دارند. این مسائل به طرز رفتار والدین و تفکرات و سبک زندگی آن‌ها درباره تربیت فرزندان مربوط می‌شود.

احتمالاً همسرتان در کودکی در قبال خواسته‌ها و نیاز‌هایش (هر چند جزئی یا تکراری) کاملاً اقناع شده و به هیچ مانعی برخورد نکرده است.

وی در قبال خواسته‌ها، «نه» نشنیده و یا کمتر شنیده و اصطلاحاً والدین آسان گیر (مهربانی نامحدود) داشته است. گرچه درباره والدین بسیار سخت گیر (مستبد) نیز گاهی این مسئله صدق می‌کند. این فرد به همین سبک زندگی در مدت ۲۳ سال عادت کرده و آن را درست پنداشته است. البته این مشکل با مشاوره و درمان‌های روان‌شناختی، قابل ترمیم و تا حد زیادی حل است.

-ارتباط با دوستان یا همسالان:

درباره ارتباط با دوستان یا همسالان، که البته برای هر دو نفر زوجین مطرح و قابل بررسی است، باید به تعریفی از ازدواج و علت آن اشاره کرد. به طور کلی ازدواج یعنی «تمایل به استقلال فکری، روانی، اقتصادی و فیزیکی از خانواده اصلی و به اشتراک گذاشتن نیاز‌های اساسی با همسر.»

پس اگر ارتباط با دوستان، اقوام یا همسالان بیشتر از همسر فردی را اقناع کند، می‌توان نتیجه گرفت که احتمالاً دو مسئله وجود دارد: یکی اینکه شما در برآوردن نیازهای وی کوتاهی کرده‌اید و او مجبور است در جای دیگری به رفع آن‌ها بپردازد و دوم اینکه همسر شما معنای دقیق ازدواج و برآوردن اغلب خواسته‌ها در جمع خانواده را به درستی درک نکرده است.

در اینجا هر دوی این مسائل باید با توضیح به زوجین رفع شود و بیشتر از حد معمول کش دار نشود. البته به این نکته بسیار مهم نیز باید اشاره کرد که ارتباط با دوستان و همسالان چه برای زوج و چه برای زوجه برای برآوردن نیازهای معمولیشان در این نوع ارتباط، در حد معقول و متعارف لازم است و اشکالی هم ندارد؛ اما نباید به گونه‌ای باشد که تعریف ازدواج را زیر سؤال ببرد. در پایان به شما توصیه می‌کنم که سیستم زندگی مشترک خود را به عنوان یک مجموعه خلل ناپذیر بپذیرید و با توجه به شروع راه زندگی، سعی در برطرف کردن چالش‌های فکری و رفتاری جزئی داشته باشید.

علی کاظمی دلویی – کار‌شناس ارشد روان‌شناسی

مطالب مرتبط
    ببخشید، هیچ مطلبی مرتبط با این پست یافت نشد !
اشتراک این خبر :
برچسب ها :

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است