سید مصطفی جمشیدی

تاملی در نسبت نهاد رسانه با آسیب‌های اجتماعی


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

جامعه در چنبره نهاد رسانه محصور است. این نهاد پویا حیاط خلوت افراد و سازمان‌ها را نیز به محل تاخت و تاز خود بدل کرده است. با شعبده‌بازی شبکه پیچیده رسانه‌، محلی‌ترین سوژه هم می‌تواند مرزها را در هم شکسته و همگان را به تامل وا دارد. حالا تفاوتی ندارد که این سوژه، تراژدی هولناک رومینا با صحنه‌گردانی «پدر داس به دست» در دل روستای سفیدسنگان تالش باشد یا زجرکش‌شدن جرج فلوید تیره‌پوست زیر زانوی پلیس تیره‌دل در شهر مینیاپولیس آمریکا. در این میان شفاف، تاریک یا مبهم بودن کارکرد نهاد رسانه در جریان فرآیند انتقال این پیام‌ها محل بحث و مناقشه بوده و هست.

عده‌ای بر این باورند که پرده‌برداری نهاد رسانه از انحرافات و آسیب‌های اجتماعی نظیر قتل، تجاوز و خشونت عملا به برانگیختگی و هوشیاری شهروندان می‎انجامد. افکار عمومی را به هنجارشکنی‌ها و قانون‌گریزی‌ها حساس کرده و زمینه کنترل و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی را فراهم می‌آورد. این دسته کارکرد نهاد رسانه را شفاف و مثبت ارزیابی می‌کنند.

برخی دیگر عادی‌سازی و گسترش خشونت، اشاعه فحشا و بی‌بندوباری و تضعیف اعتماد اجتماعی را ماحصل ورود رسانه به مسائل اجتماعی عنوان کرده و کارکردی تاریک برای آن متصورند. به عنوان نمونه رابرت مرتون در نظریه «فشار و بی‌هنجاری» خود بیان می‌کند که رسانه‌های گروهی فشار بسیار بالایی بر افرادی که ابزارهای بسیار محدودی برای کسب موفقیت از مجراهای قانونی و طبیعی دارند وارد می‌کنند زیرا این رسانه ها منشا بروز حجم بالایی از مطالبات برآورد نشده با فرصت‌های بسیار اندک برای رسیدن به آن هستند. این روند سبب هدایت شهروندان به کسب آن اهداف و ارزش‌ها از مسیرهای غیرمشروع و غیرقانونی می‌شود.

در تفسیر کارکرد پرادوکسیکال رسانه در وهله اول باید طیف وسیع مخاطبان را از نظر گذراند. فارغ از هدف‌گیری خود رسانه، عواملی همچون سن، جنس، پایگاه اجتماعی و سطح تحصیلات مخاطبان در نوع برداشت و تفسیرشان از پیام مخابره شده موثر است. از سوی دیگر طرح این دو تفسیر متضاد از کارکرد نهاد رسانه در مواجهه با انحرافات اجتماعی یک پیام اساسی را به ذهن متبادر می‌کند: فهم و ادراک مردم از واقعیت‌ها حاصل مواجهه مستقیمشان با واقعیت‌های اجتماعی نیست؛ بلکه تحت تاثیر تصویری است که از نهاد رسانه منعکس می‌شود.

نهاد رسانه به جهت بهره‌گیری از شگردهای تبلیغاتی، ترفندهای رسانه‌ای و آفرینش‌های هنری از قدرتی بی‌رقیب برای هدایت افکار عمومی برخوردار است. رسانه برای فعالین کاربلد و مصلحین مسئول، حکم کارد جراحی و برای فعالین نابالغ و ماجراجو حکم تیزی را دارد. این که جریان رسانه بعد از تحمیل درد موضعی و محدود، صحت و بهروزی را برای جامعه به ارمغان خواهد آورد یا با تعمیق مسائل اجتماعی تار و پود جامعه را از هم خواهدگسست به نتیجه زورآزمایی این دو گروه مجزا وابسته است.

کارشناس ارشد علوم اجتماعی و روزنامه‌نگار

انتهای پیام/