مهدی جهاندیده

الک و غربیل سلیقه‌ای در فرایند انتخاب بازرسان به مسئله بغرنج این روزهای نظام مهندسی تبدیل شده است.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

 

اخیرا «سلبِ شانسِ تکرار» از دو بازرس فعلی سازمان نظام مهندسی اردبیل، بحث پرمساله‌ای شده است. شواهد امر روایت می‌کند آنها نه به دلایل فنی یا حتی سیاسی؛ بلکه صرفا به خاطر قواعدِ معیوبِ حاکم بر فرایند انتخاب بازرسان، به شکلی غافلگیر‌کننده «حذف» شده‌اند. قواعدی که قدرت گزینش را در «یدِ مطلق» هیات مدیره قرار داده و این قاعده‌ای مترقی به نظر نمی‌رسد. البته این حکایتی تازه‌ با ابعادی جدید نیست. سالهاست که بازرسان قربانی اعمال سلیقه‌هایی که محصول برهم خوردن نظم و ترکیب ائتلاف‌ها در هیات مدیره‌هاست، می‌شوند.

سالهاست که از این رنجِ کهنه، زجر می‌بریم. شایسته‌سالاری ادبیاتی ویترینی و پشت تریبونی شده که صرفا در دایره خودی و غیرخودی مفهوم می‌یابد. در چنین ادبیاتی مهره خودی، ولو هر چقدر هم ضعف داشته باشد؛ بر «غیرخودی توانمند» ارجحیت دارد! تعجب نکنید این ادبیات نه تنها در نظام مهندسی؛ بلکه در بخش غالبی از ارکان قدرت و سیاست نیز حاکم است.

تقریبا از روزی که سازمان نظام مهندسی شکل گرفت؛ فرایند انتخاب بازرسان «دردسر بزرگی» برایش بوده است. در ظاهر امر بازرسان با رای مستقیم اعضا انتخاب می‌شوند؛ اما این صرفا همه داستان نیست. انتخاب بازرسان در سه دهه گذشته اگر چه ظاهری دموکراتیک و متکی به رای مجمع عمومی دارد؛ اما در باطن به قلب دموکراسی شلیک می‌کند. روال حاکم اینگونه است که نامزدها در هیات مدیره گزینش و پایش می‌شوند. استعلام و دیگر موارد مرتبط با انتخابات پس از آن رخ می‌دهد و این شائبه را مطرح می‌کند که «آیا نامزدها با اعمال سلیقه هیات مدیره الک و غریبل می‌شوند؟»

اصل ماجرا به دستپاچگی در تدوین قواعد حاکم بر شیوه انتخاب بازرس نظام مهندسی بر می‌گردد. در سال ۱۳۷۴، نظام مهندسی ساختمان «باید و باید» جایگزین کانون‌های مهندسین می‌شد. بخش مهمی از قواعد حاکم بر شاکله نظام مهندسی ساختمان در همان ایام تدوین شد و نتیجه آن شد که در طول ادوار بازرسان به همین شیوه معیوب و شبهه‌برانگیز انتخاب شوند. آنچه که بیشتر به «انتصاب» شبیه است تا انتخاب. شاید به همین دلیل است که زبان بازرسان کم و بیش «الکن» بوده است. در چنین فرایندی زور هیات مدیره بر بازرسان می‌چربد و شک نکنید بازرسی که «مویِ دماغ» هیات مدیره تلقی شود، محکوم به حذف خواهد بود.

جاماندن دو بازرس پیشین که فاکتورهای مقبولیت و مشروعیت را توامان دارند از لیست اعلامی نامزدها، به خودی خود پرسش‌زاست. بخش غالبی از هشت نامزد اعلام شده، گزینه‌هایی حداقلی هستند که حتی از «فاکتور شهرت» در میان اعضا نیز برخوردار نیستند. این امر شائبه «مهندسی ترکیب» برای شکل‌گیری ترکیب«بازرس خودی» و «وام دار» را می‌آفریند.

حال هشت گزینه پیش‌روی جامعه مهندسی قرار دارد که چندان هم اقبال به آنها مثبت نیست. لایک جامعه مهندسی به آنها کم‌رمق و البته تشریفاتی خواهد بود. از یک سو شبهه «حسن شهرت» بر سر برخی از آنها سایه سنگینی می‌کند. از دیگر سو پنج نفر از هشت نفر در عمل کمترین شانس برای انتخاب شدن را دارند. شکی در این نیست که آرای آنها کم و در فاصله‌ای زیاد از دیگر نامزدها خواهد بود. پنج نفر برای پیروزی سه نفر دیگر هزینه و شاید برای همیشه ادوار از دور انتخابات نظام مهندسی«اوت» شوند. آنها شاید بر این واقف نباشند! آیا این عاقلانه است که پنج مهندس خوش آتیه و پایه یک در راستای تمامیت‌خواهی برخی از اعضای هیات مدیره و صرفا برای پیشبرد اهداف پشت پرده‌اش اینگونه هزینه شوند؟ موضع مسکن و شهرسازی به عنوان دستگاه ناظر بر نظام مهندسی در قبال آن چگونه خواهد بود؟

بازرسی و هیات مدیره دو رکن اصلی نظام مهندسی ساختمان بشمار می‌روند. اما قواعد حاکم فضا را به شکلی ترسیم کرده که رکن بازرسی توسط رکن هیات مدیره پایش شود. این امر خواسته و ناخواسته احتمال وقوع رانت‌بازی برای انتخاب بازرس مورد نظر و در نتیجه پوشش تخلفات اعضای هیات مدیره را دامن می‌زند. شاید پس از سالها تجربه و گزیده شدن از سوراخی که ناخواسته به چشم اسفندیار نظام مهندسی بدل گشته، موسم بازنگری در قواعد حاکم بر انتخابات فرا رسیده باشد. اگر بازرسان سازمان‌های نظامات مهندسی ساختمان استان‌ها مستقیما توسط مجمع عمومی سازمان انتخاب شوند؛رویکردی مترقی و دموکراتیک را در بزرگترین نهاد صنفی کشور شاهد باشیم.

پی‌نوشت:
این نوشتار را صرفا به عنوان عضوی از سازمان نظام مهندسی و در نقد و تشریح فضای موجود نگاشتم.

انتهای پیام/