شهریری، محوطه ای که در طول هزاره ها در دل خاک سالم باقی ماند را در عرض چند سال به باد فنا دادیم ؛دست مریزاد. باید اسمتان در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود.


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

ملتی که تاریخ ندارد هویت ندارد! این جمله و امثال آنرا باره شنیده ایم حتی از زبان مدیرانی که خود دژی بزرگ در برابر زنده نگهداشتن و اعتلای هویت ملی و بومی هستند.نمونه بارز آن هم محوطه باستانی شهریری می باشد.

برای روشن شدن موضوع باید نگاهی انداخت به دوران چندساله اخیر مدیریت میراث فرهنگی استان. مدیریتی نه بر پایه تخصص و تجربه که به اذعان مدیران ارشد وقت بر پایه روابط و باری به هرجهت و خالی نبودن صندلی مدیرکلی صورت گرفت. با جرات می توان گفت افرادی بر کرسی این سازمان تکیه زدند و سکان آن را در دست گرفتند که نه تنها این کشتی را رو به جلو نبردند بلکه به عقب راندند که ای کاش مصداق مثال لنگر انداختن و کنگر خوردن می شدند تا لااقل در جای خود در جا می زدند که ضررش کمتر بود.

حقیر به طبع تحصیلات در حوزه باستان شناسی از اکثر سایت های مشهور باستانی کشور بازدید کرده و در برخی نیز فعالیتی داشتم از این رو تفاوت نگاهها را بخوبی احساس می کنم و با قاطعیت اعلام می کنم اگر محوطه باستانی شهریری جایی غیر از اردبیل مظلوم قرارداشت تبدیل می شد به بهشت باستانشناسان ایرانی و خارجی. هیهات که مدیریت غیر تخصصی و بدون تجربه بهتر از این جواب نمی دهد و نخواهد داد.

دو مدیر قبلی همگی دارای رشته های غیر مرتبط و غیرتخصصی می باشند و باید هم حال و روز محوطه های باستانی اینگونه اسفبار باشد. از کوزه همان تراود که در اوست.

این نکته را نباید از نظر دورداشت که صرف رشته تحصیلی برای مدیریت شرط لازم نیست ولی در مجموعه ای مانند میراث فرهنگی هم شرط لازم است و هم شرط کافی؟ یک مدیر میراث فرهنگی باید بداند یک اثر شش هزار ساله یعنی چه؟ حفاظت از یک محوطه باستانی پیش از تاریخ چه ملزوماتی دارد؟ ابزارهای ادوار سنگی را چه متخصصینی باید مورد مطالعه قرار دهند؟ نه اینکه خود را در پشت چند جشنواره و مراسم مجیز گویی پنهان کند.

متاسفانه از زمانی که معاونت گردشگری در مجموعه سازمان میراث فرهنگی قرار گرفت بیشتر جهت دهی به سوی هتلداری و تورگردانی و نشست و برخاست با هتلداران و آژانس های مسافرتی معطوف شد که این موضوع نیز در اردبیل جدی گرفته نشد و فقط زورمان را زدیم به چاپ بروشور و نقشه و دادن آنها به مسافران هنگام ورود به شهر و در نهایت هم آمارسازی از مسافران نوروزی و تابستانی به روال دولت قبل. آمارهای امسال که اعلام شد انسان دچار توهم می شود که اینجا اردبیل است یا ونیز و مالزی حالا بگذریم از اصفهان و شیراز. یکی می گفت وسط دنیا جایی است که من ایستاده ام اگر قبول نمی کنی برو اندازه بگیر!

دولت تدبیر و امید باید فکری عاجل به حال سازمان میراث فرهنگی استان کرده و در این زمینه مثل دیگر نهادها تدبیری بیاندیشد. سازمانی که وقتی فارغ التحصیلان باستان شناسی که در استان کم هم نیستند حتی برای پیش پا افتاده ترین مسایل به آن مراجعه می کنند با بدترین نوع رفتار باآنها برخورد می شود که گویی برای گدایی آمده اند . این نگاه باید عوض شود. ازمدیر فعلی می پرسم در کدام مراسم و جلسه که تعدادش کم هم نیست از باستان شناسان و جوانان تحصیلکرده در این زمینه دعوت کرده و به درد دلشان گوش داده و نظراتشان را خواستید یا شاید خود را در استفاده از نظرات کارشناسی مبری می دانید.

تا کی باید در پروژه های سازمان از نیروهای دیگر استانها استفاده شود در حالی که بیکاری در بین فارغ التحصیلان باستان شناسی استان بیداد می کند. اصلا برنامه ای برای این فارغ التحصیلان که متولی اصلی آنها سازمان شماست دارید یا نه؟ و یا مدیریت را فقط در قلع و قمع کارشناسان و صاحبنظران انگشت شماری می دانید که در سازمان حضور دارند. به عنوان نمونه شخصی با مدرک دکتری باستانشناسی از دانشگاه تربیت مدرس را تبعید می کنید به موزه باشتان شناسی به جرم اینکه در مقابل تخریب آثار باستانی مقاومت می کرد و کسی جایگزینش می شود که منویات غیر کارشناسی شما را اجرا کند.

یا شاید مدیریت را در برگزاری جشنواره هایی می دانید که هیچ سودی جز حیف و میل بیت المال ندارد؛ جشنواره پختن آش، جشنواره چمچه خاتون،و…

در علم حفاظت از آثار باستانی عوامل جوی، فیزیکی ، شیمیایی و انسانی در تخریب آثار دخیل می باشند. در مورد سه مورد اول می توان تمهیداتی به کاربرده و از پیشرفت جلوگیری کرد ولی اگر پروژه ای مرمتی به افرادغیر متخصص سپرده شود خرابی که به بار می آورد غیرقابل جبران خواهد بود مانند گنبد بتنی که در جمعه مسجد اردبیل ساخته شد و هیچ واژه ای نمی توان برای آن به کار برد مگر آبروریزی محض.

چه بسیارند از این بی مبالاتی ها مانند مرمت دربهای چوبی شیخ صفی و کاشیهای این مجموعه که به سرنوشتی نا معلوم دچار شدند. وجالب اینکه این افراد غیر متخصص هنوز هم جهت مرمت و حفاظت از آثار باستانی که هویت ملی و بومی این مردم است دعوت به کار می شوند.

آیا وقت آن نرسیده که مدیریت این نهاد فرهنگی که داعیه حفاظت از آثار ملموس و غیرملموس فرهنگی را دارد به خود بیاید. تا کی باید شاهد بی برنامگی و روزمرگی در این سازمان بود. مدیریت این نیست که مدیری بنشیند و منتظر نامه یا دستوری از بالا باشد و سپس آن را پاراف کند و به کارشناس ارجاع دهد که اگر اینگونه بود میرزا بنویسهای قدیم بهترین الگوی مدیریتی می شدند.

و اما شهریری؛ نمونه ای بارز از بی مدیریتی و بی مسئولیتی و سهل انگاری مشهود سازمان میراث فرهنگی اردبیل.

یاد جمله استادم افتادم که پس از پایان حفاری در یکی از سایتهای باستان شناسی گفت ای کاش می شد دوباره این آثار را جای خود گذاشته و در خاک مدفون کرد تا از دست بی تدبیری ها در امان بماند. شهریری، محوطه ای که در طول هزاره ها در دل خاک سالم باقی ماند را در عرض چند سال به باد فنا دادیم ؛دست مریزاد. باید اسمتان در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود.

اگر دکتر آذرنوش زنده بود و این اوضاع را می دید دق مرگ می شد و حتما دکتر نوبری خودش را سرزنش می کند که چرا در این محل کاوش کرده. در حالی که با سرمایه گذاری مناسب می شد این محل را به سایت موزه تبدیل کرده و از این راه درآمد زایی کرد. خوشبختانه و یا حالا باید بگوییم بدبختانه اینگونه آثار در منطقه ما کم نیست که به حال خودرها شده اند. قلعه بوینی یوغون چه کم از قلعه الموت دارد که به عنوان مرکز توریستی قزوین معرفی می شود، و یا قلعه قهقهه. یا محوطه باستانی گیلوان و اونار و کهنه قلعه و اندبیل و…

چه باید گفت که گفتنی زیاد است و گوش شنوا کم به همان جمله معروف اکتفا می کنم که خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. در پایان به گفته همان استاد عزیز پیشنهاد می دهم اگر نمی توانیم از آثاری مانند سنگ افراشته های پیرازمیان نگهداری و حفاظت نماییم که ثابت شده نمی توانیم ،آنها را در دل خاک مدفون کنیم تا در آینده و پس از کاوش مجدد به بهترین وجه از آنها حفاظت شود.

 

انتهای پیام/