*بلال اسکندری رهبر معظم انقلاب اسلامی که در گفتمان‌سازی، فرهنگ‌سازی و اهتمام بر نهادینه کردن آنها حقیقتاً بی‌نظیر است، از «سیاسی‌شدن مردم» سخن گفته‌اند و بر فراگیر شدن آن تأکید نموده‌اند؛ تأکید بایسته‌ای که اگر از سوی برخی احزاب، تشکل‌های سیاسی، سایت‌های خبری، رسانه‌ها، خطبا و نویسندگان با شعار روبه‌رو شود، بزرگ‌ترین جفا به ادبیات‌سازی […]


ساوالان خبر (savalankhabar.ir)

 بلال اسکندری*بلال اسکندری
رهبر معظم انقلاب اسلامی که در گفتمان‌سازی، فرهنگ‌سازی و اهتمام بر نهادینه کردن آنها حقیقتاً بی‌نظیر است، از «سیاسی‌شدن مردم» سخن گفته‌اند و بر فراگیر شدن آن تأکید نموده‌اند؛ تأکید بایسته‌ای که اگر از سوی برخی احزاب، تشکل‌های سیاسی، سایت‌های خبری، رسانه‌ها، خطبا و نویسندگان با شعار روبه‌رو شود، بزرگ‌ترین جفا به ادبیات‌سازی رهبری است.
با درک این دغدغه مهم از سوی رهبری و به منظور تبیین برخی از با‌ اهمیت‌‌ترین مؤلفه‌های سیاسی شدن مردم، به موارد زیر به عنوان مهم‌ترین لوازم آن تأکید می‌شود:
یکم – اعتماد میان مردم و مسوولان: بی‌تردید یکی از مهم‌ترین لوازم سیاسی‌شدن مردم حفظ، افزایش و استمرار اعتماد میان مردم و مسوولان کشور است. اعتماد ملی بزرگ‌ترین سرمایه یک کشور در حوزه مشارکت سیاسی محسوب می‌شود. این اعتماد صرفاً در حوزه انتخابات و رأی‌دهی نیست.اعتماد مردم از سلامت و پاکدستی مسوولان، پاسداری آنان از بیت‌المال، سختکوشی و تلاششان برای اعتلای دین و پیشرفت و آبادانی کشور و نبود جنگ قدرت در میان مقامات، از جمله مهم‌ترین مؤلفه‌های این اعتماد را در برمی‌گیرد. اگر این اعتماد حاصل شد، مردم با اطمینان خاطر در امور مداخله می‌کنند و به این طریق، به گسترش فرهنگ سیاسی کشور کمک می‌شود.
دوم- حاکمیت عقلانیت در اداره امور: اگر اداره امور کشور بر پایه عقلانیت و خرد جمعی استوار باشد فردگرایی، استبداد رأی و یکه‌سالاری به حاشیه رانده می‌شود و حضور نخبگان و دلسوزان کشور در اداره امور ملموس می‌گردد. اگر شعارگرایی و عوام‌گرایی (پوپولیسم) طرد و هزینه اداره کشور به طور دقیق محاسبه شود و عقلانیت و خرد جمعی در کاهش دشمنان و افزایش دوستان نقش‌آفرینی کند، این رویکرد ـ که از بالا به پایین (از رأس هرم حاکمیت به مردم) دنبال می‌شود ـ بی‌گمان در سیاسی شدن مردم نقش بسزایی خواهد داشت.
سوم- اهمیت یافتن کار جمعی: متأسفانه در فرهنگ سیاسی ما فردگرایی همواره مقدم بر کار جمعی است بر همین اساس است که احزاب و تشکل‌های سیاسی که به مثابه چرخ‌دنده در دموکراسی‌های امروزی هستند و در برقراری ارتباط میان مردم و حاکمیت نقش بایسته‌ای دارند و با تجمیع تقاضاها و فرموله کردن آنها به عنوان یک کاتالیزور عمل می‌کنند، در ادبیات سیاسی دنیا اینقدر ارج و مرتبت دارند، در جامعه ما کار جمعی مورد احترام و تکریم نیست، فرهنگ کار حزبی وجود ندارد، غالباً نگاه به تحزب منفی است و حتی کاندیداهای ریاست جمهوری در سالیان اخیر به رغم آن که عضو رسمی تشکل‌های سیاسی هستند، در شعارهای تبلیغاتی از «مستقل بودن» می‌گویند و این خود بزرگ‌ترین جفا به کار جمعی و گرایش مسوولان عالی‌رتبه اجرایی به نوعی پنهانکاری است که این خود عامل منفی درشکل‌گیری فرهنگ سیاسی درجامعه است .احزاب در نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه جایگاه مهمی دارند و از جمله جفاهای برخی ناواردان به عرصه سیاست آن است که همواره از تزاحم احزاب سیاسی با ولایت‌فقیه سخن می‌گویند که این سخن نادرست و ناروایی است.
چهارم -فرهنگ‌سازی:بی‌تردید نقش رسانه‌ها،حوزه‌های علمیه،دانشگاه‌ها ونخبگان در فرهنگ‌سازی مشارکت سیاسی از اهمیت بی‌بدیل برخوردار است. اگر می‌خواهیم سیاسی شدن آحاد مردم در جامعه تبدیل به فرهنگ و نهادینه شود، اگر می‌خواهیم شایعات به کنار رود و قول درست جایگزین آن شود، اگر می‌خواهیم هزینه اداره کشور را در سطح بین‌المللی کاهش دهیم و اگر می‌خواهیم آینده‌ای امیدبخش همراه با عدالت و پیشرفت را برای ایران اسلامی رقم بزنیم و بالاخره اگر خواهان تداوم بالنده حضور مردم در همه عرصه‌ها هستیم و اگر می‌خواهیم براساس کلام شهید بزرگوار آیت‌الله دکتر بهشتی)ره(راست قامتان جاودانه تاریخ باشیم، راه آن از سیاسی شدن مردم با رعایت لوازم آن می‌گذرد.
*کارشناس مسئول سیاسی ، انتظامی فرمانداری کوثر

انتهای پیام/