پایگاه ساوالان خبر (savalankhabar.ir) :

به گزارش ساولان خبر؛ نشریه اردبیل فردا در شماره جدید خود در مطلبی با عنوان 'وضعیت حفظ و نگهداری آثار تاریخی بعلت ضعف مالی و نگرش یک بام و دو هوا نگران کننده است' به گفت و گو با یک هنرمند اردبیلی در این زمینه پرداخته است.

موسی رجبی اصل دانش آموخته ارشد صنایع دستی با گرایش پژوهش هنرهای سنتی در این باره به اردبیل فردا می گوید: در حال حاضر عملیات استحکام بخشی کاشی ها و تنگ بری های چینی خانه بقعه شیخ صفی الدین ، تحت نظارت مسوول پایگاه‌ در جریان است و از دیگر بناهای استان بی اطلاع هستم.

وی در پاسخ به سوالات ما می گوید: 

* آیا مشکل کمبود اعتبار است؟ آیا به موقع هزینه های مرمت تهیه و پرداخت می شود؟

در مورد میزان اعتبار تخصیصی مرمت اطلاعی ندارم و در حوزه اظهار نظر بنده نیست اما آنچه رو می شود و کنندگان کار با آن مواجه می شوند و کمبود اعتبار هم می تواند باعث کندی کار در کارگاههای مرمتی شود. بناهای تاریخی و تزئینات و آرایه های وابسته به آنها به مرور زمان کیفیت اولیه خود را از دست می دهند و استحکام و شادابی اولیه خود را ندارند. مراقبت های مداوم نظیر مقاوم سازی سازه ها و عملیات نجات بخشی این آثار را از پیری و فرسودگی بیشتر نجات می دهد. لازم به گفتن نیست که هر اقدامی هزینه خود را دارد. با ورد و دعا نمی شود بنایی را حفظ و احیا کرد. بطور کلی وضعیت حفظ و نگهداری آثار تاریخی در حال حاضر بعلت ضعف ها و نگرش یک بام و دو هوا نگران کننده است.

* میزان حمایت از شما چگونه بوده است؟

آنچه برای درمان و استحکام بخشی آثار تاریخی استان در زمینه نقاشی های دیواری انجام داده ام موثر بوده و می تواند در هر زمانی مورد نقد و بررسی قرار گیرد و ادعای من ثابت شود. در مقابل کم توجهی و بی مهری مسوولان استان را فراوان دیده ام و چنین توجیه کرده ام که مسوولان فرهنگی درگیر مسائل دیگری هستند و گاهی بود و نبودشان محسوس نیست. با این برداشت شخصی، به اصطلاح دل و دماغ همکاری کمرنگ می شود. اگر سوء ظنی پیش نیاید باید اشاره کنم چرا باید تاوان عدم پیگیری و کم توجهی مسوولان استان و سازمانی را متحمل می شدم و برای حصول مطالبات قانونی خود چهار سال بدوم و مدیون کسانی باشم که پا به پای من در مرمت بقعه شیخ صفی الدین همکاری داشته اند و حتی جریمه دیرکرد حق بیمه همکاران مرمتی را از بابت دستمزدی که هنوز هم دریافت نکرده ام بپردازم.

* پاداش خدمت فرهنگی یعنی این؟!

طبیعی است که دیگر خود را درگیر خدمت فرهنگی از این نوع نکنم!

* باخبر هستیم که شما تعدادی از درهای مربوط بخشی دوران صفوی را مرمت کردید ، چرا اقدامی برای معرفی آنها انجام نشد؟

در سال 1388 پیشنهاد مرمت درهای قندیل خانه را دریافت کردم . طرح مرمت درهای لاکه بقعه شیخ صفی الدین تسلیم اداره میراث فرهنگی شد. عملیات لایه برداری رنگهای الحاقی، مرمت و موریانه زدایی سه نمونه از درهای چوبی قندیل خانه کلید خورد و در یک فصل کاری به سرانجام رسید. نقاشی های زیر لاکی درهای قندیل خانه، نمونه های بی بدیل آثار هنری دوران صفوی است و فقط تعداد اندکی از این نوع درها در داخل کشور و در موزه متروپولیتن آمریکا و موزه ویکتوریا و آلبرت لندن موجود است و همچون جواهری از آنها نگهداری می کنند. درهای لاکی موجود در بقعه شیخ صفی تا دوره قاجار در معرض مالش و فرسایش بوده و در این دوره به همراه ازاره دیوارها با اندود رنگ روغن پوشانده شده و نقش های آنها در زیر لایه های رنگی مدفون شده است. پس از آزاد سازی نقاشی ها از نوع تذهیب از زیر لایه رنگ و روغن، پیشنهاد شد که به نحو مقتضی، این کشف تاریخی رونمایی و معرفی شود، لیکن این مساله تا به امروز مسکوت مانده است. به علت عدم نور مناسب در داخل بقعه نه درهای لاکی و نه تزئینات دیواری با دسترنج و دقت گروه مرمت به ثمر رسید، مورد توجه آنگونه که باید باشد نیست.

* بقعه شیخ کلخوران روز به روز تخریب می شود ، آیا برای احیا و مرمت آن اقدامی شده است؟

پر واضح است که آثار تاریخی نیازمند رسیدگی های دایمی است، می گویند سرماخوردگی مادر همه امراض است و گاهی یک تب به نظر ساده منجر به بیماری های سخت می شود، در مورد بناها نیز این مثال مصداق دارد. آسیب شناسی و اقدام به موقع بمثابه پیشگیری از فرسایش تدریجی و درمان و به تاخیر انداختن تخریب درونی بناهای تاریخی است.در خصوص مرمت و یا عدم رسیدگی به بنای منحصر به فردی چون شیخ امین الدین جبرائیل ، پدر شیخ صفی الدین در کلخوران، فعلا نظر خاصی ندارم و می شود کم و کیف آن را از اداره میراث فرهنگی جویا شد.

تا جایی که یادم هست حدود 15 سال پیش طرح مرمت بقعه را تقدیم مدیرکل وقت نمودم اما کار به فرد غیر بومی واگذار شد و جلوه داخلی بقعه حاصل هنرنمایی ایشان می باشد.

* انتظار شما از مسوولان چیست؟

اصطلاح انتظار از مسوولان را کمرنگ می بینم ، چون در بطن این کلمات نوعی ابهام نهفته است و به لحاظ روانی بعضی از مسوولان، خود را در قبال این انتظار ملزم به انجام نمی بینند و بیشتر حالتی حق به جانب و نگاه از بالا دارند. از طرفی دغدغه مسوولان فرهنگی تامین اعتبار لازم برای پرداخت حقوق کارمندان خود است و بیشترین انرژی آنها به نظر من صرف حصول این معضل است. با این همه اگر آنها نیز در رده مسوولیتی خود مورد تشویق وعنایت مقامات بالا قرار گیرند دلگرم تر می شوند و در حل مشکلات جاری اهتمام بیشتری می ورزند ، در غیر اینصورت 'نقد بدون راه حل ره به جایی نمی برد'.

انتهای پیام/