پایگاه ساوالان خبر (savalankhabar.ir) :

 دکتر عبدالرحمن ولایتی

در آغازین لحظات شب نوزدهم دی ماه که به ظاهر یکی از روزهای عادی به لحاظ سیاسی و اجتماعی قلمداد می گردید ناگهان خبری ناگوار در شبکه های مجازی در فالب یک تیتر خبری کوتاه با این عنوان منتشر گردید:

"آیت الله هاشمی به دلیل نارحتی قلبی در بیمارستان بستری شد"   که همه آحاد جامعه را در ابتدا کمی نگران نمود ولی به جهت جایگاه و حساسیت شخصیت حقوقی ایشان در نظام جمهوری اسلامی ایران بلافاصله همه توجهات را به خود جلب کرد و تمرکز تمامی رسانه ها و جراید خبری معطوف به این رویداد گردید که به فاصله کمتر از یکساعت از درج خبر قبلی در کمال ناباوری و شگفتی خبری که به دور از اذهان جامعه و بلاخص محافل سیاسی و حکومتی بود سر تیتر همه رسانه های خبری را به خود اختصاص داد؛

"آیت الله هاشمی دار فانی را وداع گفت"

انتشار این خبر آنقدر ناگهانی و غیر منتظره بود که همه آحاد جامعه را به شوک تکان دهنده فرو برد چرا که شخصیت آقای هاشمی فراتر از این خبرها بود و به نوعی سپهر عمومی جامعه در ارتباط با آیت الله هاشمی همواره خبری در قالب تحولات سیاسی و اجتماعی شنیده بودند و این رویه به یک عادت اجتماعی تبدیل شده بود و در میان انبوه اخبار و تحولات گوناگون سیاسی، جامعه از کهولت سنی حضرت ایشان به نحوی غافل شده بود و زیاد به این مساله توجه نمی نمود و البته روحیه سرشار از انرژی توام با لبخند صمیمانه ایشان نیز در این برداشت سهیم بود ولی بلاخره و در نهایت ذهن هوشمند انقلاب نیز به پرده آخر زندگی رسید و به لقا الله پیوست. و اکنون آن چیزی که باید گفت و نوشت من باب شخصیت متفاوت ایشان هست.هاشمی از همان اوان ورود به حوزه علمیه و انتخاب کسوت روحانیت به نحوی متفاوت جلوه نمود.

این تفاوت در ابتدا در همان ظاهر ایشان که ریشه در حکمت خاصه الهی در خلقت وی داشت نمایان بود و این تیپولوژی متفاوت شاید ایشان را در هم کیشانش خواسته یا ناخواسته متفاوت و منحصر جلوه نمود و در ادامه تفکر و ذکاوت هوشمندانه وی بر این تفاوت صحه گذاشت و به سبب جوهره متفاوت تفکر ایشان که همراه با چاشنی خرد و جکمت بود در اراده برای نگارش یک اثر مکتوب به سراغ یک شخصیت فرهیخته و منحصربه فرد تاریخ ایران همانا میرزا تقی خان،امیر دوران رفت و زندگی سراسر حکیمانه وی را در قالب کتابی با عنوان "امیر کبیر قهرمان دوران استیداد و استعمار" به تحریر در آورد تا شاید تعهدی بوده باشد در اینکه پای در رکاب و اسلوب فکری وی بگذارد.

به احتمال ورود وی به وادی سیاست نیز حاکی از این نکته بود که انسان مسئوول و مکلف است در هر پیشه و طبقه و شغل و صنفی که بوده باشد و ضنف و طبقه و کار و کسب افراد مانعی برای ورود به جرگه دولتمردی نیست و خدمت به آحاد جامعه در بعد گسترده جزء در کسوت سیاست امکان پذیر نخواهد بود و این نقطه عطف تفاوت وی با هم مسلکانش بود که در ادامه و ظهور پیامد و نتایج مورد انتظار و رضایت بخش هم کیشان خود را نیز همراه ساخت و محور تفکری قرار گرفت که معتقد به پیشرفت و رفاه جامعه اسلامی بود و در این راستا منشا برکات فراوانی به لحاظ سیاسی، اقتصادی در بعد ملی و بین المللی برای دولت و ملت گردید خصایص،ویژگی ها و سلوک رفتاری وی در بین دولتمردان انقلاب از ایشان شخصیتی ساخت که به واقع متفاوت بود چارچوب ذهنی وی فارغ از سلایق و جریان های سیاسی انقلاب آمیخته با توسعه و پیشرفت بود و این همان عنصر متفاوت فکری ایشان بود که وی را آماج حملات مخالفانش قرار داد ولی رضوان الله علیه در طول این سالها و با تصدی مسئولیتهای متعدد در این مورد هرگز خم به ابرو نیاورد و در میان انبوهی از نامهربانی ها که در حق وی روا شد هرگز کلافه نگردید و در مقام صبر مجاهدانه و استوار تا آخرین نفس به پیش رفت چرا که باور ایشان نیز متفاوت بود و برخاسته از ذکاوت و سرشار از هوشمندی که از کنه وجودش سرچشمه می گرفت و منش پیشرفت و توسعه را باور کرده بود و جامعه نیز به فراخور زمان با عناوین مختلف با وی همراه می شد ولی وی راه خود را می رفت و به جز توسعه دغدغه دیگری نداشت. آیت الله یک سیاستمدار خلاق و هوشمند توام با اخلاق و ذکاوت علوی بود که همه این ویژگی ها در لبخند شیرین و ملاحت وار ایشان نمایان بود که تکرار نخواهد شد و مردم ایران به احترام این سردار خواهد ایستاد.

انتهای پیام/