جمعه ۹ آبان ۱۳۹۹ - ساعت : ۱۶:۴۳
۱۳۹۹/۰۷/۲۳ :: ۱۷:۲۱

میانگین فاصله سنی زوجین به کمتر از سه سال رسیده است

 دختران دهه ۶۰؛ دهه‌ای که دخترانش هم به قله پیشرفت رسیدند و هم تنهایی کشیدند؛ حال که به اوج پختگی در ۴۰ سالگی رسیده‌اند و افتخار خانواده و جامعه شده‌اند، حاصلش شده چشیدن طعم تنهایی، حسرت و سرزنش های بیشمار.

میانگین فاصله سنی زوجین به کمتر از سه سال رسیده است

میانگین فاصله سنی زوجین به کمتر از سه سال رسیده است

 دختران دهه ۶۰؛ دهه‌ای که دخترانش هم به قله پیشرفت رسیدند و هم تنهایی کشیدند؛ حال که به اوج پختگی در ۴۰ سالگی رسیده‌اند و افتخار خانواده و جامعه شده‌اند، حاصلش شده چشیدن طعم تنهایی، حسرت و سرزنش های بیشمار.

در حالیکه صاحب منصب شده اند و برای خودشان کسی، اما تجربه می کنند دهه ۴۰ سالگی شان را با ناامیدی و ترس از تنها ماندن؛ آنچه برایشان مانده بغضی است شکسته و نگاه سنگین اطرافیان اما تاب آوردند و تحمل کردند روزهایی که می توانست بهتر از این بگذرد.

اغلب از خود می پرسند شاهزاده با اسب پریون کی از راه می رسد؟ امسال یا سال آینده؟ حس مادری و زندگی مشترک را تجربه خواهد کرد؟ به فرض “شازده” پیدا نشود، بی پشتوانه مالی و بدون کار چگونه دوران پیری را بسر برد؟

نمی داند نیش و کنایه اطرافیان را تحمل کند که می گویند چرا تا به حال ازدواج نکردی یا غصه پدر و مادرش را بخورد که درگوشی به هم می گویند چرا دخترانشان تا این سن خانه شین شده اند و یا هنوز به خانه بخت نرفته اند؟

 نیلوفر هم همین درد را دارد؛ پدر ومادرش با هم صحبت می کنند که چرا دخترهای ما خانه نشین شدند و تا این سن خانه مانده اند. این کلمات غرور او را به عنوان یک دختر خدشه دار کرده و به ایسنا می گوید” این گونه حرفها باعث می شود گاهی ناخواسته تصمیم به یک انتخاب غلط بزنم ولی باز هم تا این لحظه نتوانستم.”

دخترهای زیر ۲۰ سال و ترگل ورگل در بورس ازدواج هستند!

مهسا می گوید “الان دخترهای زیر ۲۰ سال و ترگل ورگل بورس هستند. از ما دیگر گذشت؛  نتوانستیم در حوزه کار موفق عمل کنیم و ازدواج را در زمان خود انجام نداده ایم؛ الان هم که در مرز ۴۰ سالگی هستیم ظاهرا باید همه چیز را ببوسیم و کنار بگذاریم؛ پشتوانه ای هم برای آینده خود نداریم و ظاهرا باید تنها بمانیم.”

شاید به قول نازنین، همه چیز برایش فراهم است و به اهدافش رسیده است ولی چون ازدواج نکرده از دید عرف، اطرافیان و خانواده اش یک بازنده تمام عیاراست؛  گاهی نگاه اطرافیان، او را به ناامیدی و افسردگی سوق می دهد. مریم یک خواهر کوچکتر از خود نیز دارد  که در مرز چهل سالگی است؛ پزشک است ولی او نیز تا این سن نتواسته است ازدواج کند؛ افکار مشابهی دارند و این فکر که چرا فرصت مناسبی برای ازدواج ندارند برای آنها آزاردهنده است.

مریم دکترای جامعه شناسی دارد؛ دختری کاملا خود ساخته و موفق؛ به نوبه خودش برای هدف هایش جنگیده ولی در گذر از چهل سالگی از این پیش امد ناراحت است که چرا نتواسته همه فرصت های زندگی اش را در زمان خود صاحب شود و تلاش برای کسب اهدافش او را از حس مادری وهمسری دور کرده است.

زهرا دختر ۳۹ ساله ای است کارهای هنری انجام می دهد؛ تجربه یک نامزدی را در سن ۳۰ سالگی داشته ولی به سرانجام نرسیده است؛ او می گوید” از ما گذشت، ازدواج، مادر شدن، تجربه یک زندگی مشترک.. ” و البته زهرا خود را آدم واقع بینی می داند.

سارا نیز دختر ۳۵ ساله ای است که ازدواج نکرده و می گوید: ” هرجای دنیا یک آدمی که ۳۰ سال را رد کرده حداقل ثباتی در زندگی خود دارد یا از خانواده و شوهر و بچه یا یک بیمه خوب برخوردار است ولی من هیچکدام از اینها را ندارم از ترس بی کسی در طرح بیمه زن‌های خانه دار که به دختران مجرد هم تعلق می‌گرفت ثبت نام کردم، اما هزینه آن را که ماهی ۲۰۰ هزار تومان می شود را هم ندارم چرا که بیکارم و امکان پرداختش نیست.”

نیلوفر دختر ۳۸ ساله ای است و دو خواهر دیگر بعد از خود دارد که هرکدام کار دست و پا شکسته ای دارند که در حد پول تو جیبی برایشان است. فرصت ازدواج تاکنون یا برایش فراهم نشده یا اگر هم شده ارزش پذیرفتن از نگاه او نداشته است؛ به گفته خانواده و اطرافیانش، مانع ازدواج خواهرهایش نیز شده است چرا که در فرهنگ طایفه ای آنها دختر بزرگ باید اول ازدواج کند تا دخترهای بعدی نیز بتوانند ازدواج کنند.

فائزه در ۳۷ سالگی از تجرد خود راضی است ولی از نگاه های اطرافیان و خانواده دلخور و بیزار از حرف های در و همسایه که هروز آمار شوهر کردن و یا نکردن او را می گیرند یا در هر مراسم فامیلی که می رود با این سوال روبه رو است که چرا ازدواج نمی کنی؟

به گفته او، اینجاست که به یک افسردگی، تنهایی و خلاء می رسی؛ جایی که نه آینده واضح و مشخصی پیش رویت هست، نه پشتوانه مالی و محکوم به تنهایی ابدی هستی.

احساس خلاء مهناز از ازدواج نکردن تا سن ۴۰ سالگی

مهناز درهمه سالها بدنبال هدف قهرمانی بوده و تلاش های بسیاری با وجود کمبودها و نداری خانواده، احساس شکستگی و سرخوردگی در بین فامیل ها انجام داده است ولی همشه به خودش گفته که هدف غایی دارد و باید بهش برسد.

او ادامه می دهد:” خودم را از این فلاکت نجات می دهم و محکوم به زندگی “فکستنی” نخواهم بود ولی هم اینک که نزدیک به ۴۰ سالم شده است، آن مدال ها هم بدرد نخورد و الان فردی پر از خلاء هستم نتواسته ام تا این سن ازدواج کنم به قول پدرم که گفت ورزش که برای پسر نان نمیشه برای تو که دختری هیچی نمیشه؛ اگه بجای رفتن دنبال ورزش با یک بقال ازدواج می کردی حداقل چند تا بچه داشتی سرت تو زندگی خودت بود.”

وی ادامه می دهد: “حالا نه می توانم با بقال ازدواج کنم نه چیزی که ایده ال خودم بودم فراهم شده و نه اینکه شغل و آینده ای در انتظار من است؛ ظاهرا دخترهای دهه شصتی نه دل دارند، نه نیاز و نه آرزو”

دلایل تاخیر در ازدواج از نگاه فریده، کارمند اردبیلی

فریده، کارمند اردبیلی در مرز چهل سالگی است و درباره تاخیر در ازدواج می گوید:” به نظر من ازدواج یکی از مهمترین رویدادهای زندگی هر انسانی است. انسان سالم در حالت عادی دوست دارد که ازدواج کند ولی شرایط بعضی افراد این امکان را به آنها نمی دهد و این به معنای آن نیست که هر دختر یا پسری که تا سنین بالا رسیده اند به دلخواه خودش ازدواج نکرده یا نتواسته است؛ شاید او دوست دارد ازدواج کند ولی شرایط فردی خانوادگی و کاری و … حداقل در مقطعی از زندگیش به او این اجازه را نمی دهد.”

او تصریح می کند: ” دلایل زیادی باعث شده که من تا به حال ازدواج نکنم؛ به شدت اعتقاد دارم بعد از ازدواج هم لازم است حریم شخصی و استقلال فردی‌ زن و شوهر حفظ شود. معیارهایی که من و خانواده ام برای ازدواج داشتیم با هم متفاوت بودند؛ آنها به دنبال امنیت مالی و اقتصادی بودند و من دنبال داشتن نگاه مشترک به زندگی. دختری که ازدواج نکرده شاید سرپرست خانوار است، شاید به‌خاطر مشکل بیماری یا خانوادگی نمی‌تواند؛ پس چرا باید در جامعه ما مردم به خودشان اجازه دهند که به هر کسی انگ و برچسب بزنند. “

 فریده احساس تنهایی می کند، از فکر کردن به آینده نگران است، دلش می‌خواهد یک رابطه عاطفی پایدار داشته باشد و مادر بودن را تجربه کند. گاهی این احساس‌ها خیلی هم شدت می‌گیرد؛ ولی وقتی به زندگی بعضی از دوستانش نگاه می‌کند که چطور بدون علاقه و تفاهم و فقط به خاطر فرار کردن از حرف مردم تن به زندگی مشترک داده‌اند و نارضایتی را در چشمشان می‌بیند، از تصمیمی که گرفته‌ احساس رضایت می‌کند.

برخی در جامعه ایران به دختران مجرد نگاه حقیرانه ای دارند!

از نگاه فریده، متاسفانه در جامعه ما به دختران مجرد نگاه حقیرانه ای دارند و با وجود ویژگی های مثبت دیگر، تنها به خاطر اینکه یا خودش ازدواج نکرده یا نتواتسته است، مورد سرزنش و تمسخر قرار می گیرد. به نظر او برای ازدواج خوب کردن هیچ وقت دیر نیست.

در کل بعضی از مشکلات زندگی را می‌شود به مرور زمان حل کرد اما با گذشت زمان، سختگیری‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود و انتخاب‌کردن سخت‌تر و در این میان عمر است که گذشته و نمی‌شود آن را سر جای اولش برگرداند.

به اعتقاد خبرنگار ایسنا، اگر بخواهیم دختران دهه ۶۰ را  از دیگر زنان در جامعه امروز جدا کنیم این قشر همواره قربانیان خاموش تحولات سیاسی و اجتماعی تاریخ کشور بوده اند؛ از جنگ و پیامدهایش گرفته تا تغییراتی که مدرنیته در حوزه اشکال جدید خانواده و رابطه ایجاد کرد و متولدین این دهه نتوانستند با این تغییرات همراهی کنند.

دختران مجرد و به ویژه کسانی که فرصت تشکیل خانواده برای خود را از دست رفته می‌بینند، به لحاظ روحی در معرض شدیدترین آسیب‌های روانی قرار دارند؛ محرومیت‌های مختلف در بعضی از آن‌ها به شکل عقده و خشمی انتقام جویانه نمود می‌یابد و سبب می‌شود نسبت به مردها و ازدواج، منزجر شده و شاید دیگران را نیز تشویق به تجرد و ورود به روابط آزاد کنند. این درحالی است که بحران پیش رو ممکن است برای دختران و زنان مجردی که منبع درآمد، شغل و در نتیجه منزلت اجتماعی ندارند سخت‌تر باشد.

در این زمینه، فاطمه موسوی پژوهشگر جامعه شناسی خانواده و تاریخ اجتماعی زنان در گفت و گو با ایسنا معتقد است: مهمترین عامل در ازدواج نکردن درصد قابل توجهی از دختران متولد نیمه دوم دهه پنجاه و نیمه اول دهه شصت یعنی کسانی که امروز در گروه سنی ۳۵ تا ۴۴ سال قرار دارند نبودن خواستگار است. منظورم خواستگار مناسب نیست منظورم جمعیت مردان مجرد در همان رده سنی است.

البته در تمام رده های سنی مگر کودکان و سالمندان، تعداد زنان و مردان تقریبا برابر است. اما به دلیل ترجیح فرهنگی مردان معمولا با زنان کوچکتر از خود ازدواج می کنند، به همین دلیل بین گروه های زنان و مردان مجرد این گروه سنی عدم تقارن به وجود آمده است.

به گفته وی مردان متولد سالهای ۵۵ تا ۵۹ با دختران به طور میانگین ۵ سال کوچکتر از خود ازدواج کردند که اتفاقا به دلیل جهش رشد جمعیت در نیمه دهه شصت جمعیت بزرگی بودند. در نتیجه شانس ازدواج دختران متولد سال‌های ۵۵ تا ۵۹ کم شد. از طرف دیگر پسران متولد سال های ۶۰ تا ۶۴ هم ترجیح می دادند نه با گروه سنی خود که با دختران کوچکتر از خود ازدواج کنند که تعداد آنها کمتر بود.

نبود تقارن بین درصد مجردین گروه‌های سنی در این دهه ها

این جامعه شناس اضافه کرد: در این دهه‌ها ما با عدم تقارن بین درصد مجردین گروه‌های سنی روبرو شدیم؛ وضع وقتی بدتر می شود که توجه کنیم بخشی از این افراد متاهل به دلیل طلاق و جدایی به گروه افراد غیرمتاهل برمی گردند ولی باز هم به دلیل ترجیحات فرهنگی مردسالارانه، مردان مطلقه ترجیح می دهند با زنان مجرد کوچکتر از خود ازدواج کنند و زنان مطلقه گروه سنی آنها مخصوصا بالای سن ۳۵ سالگی شانس کمی برای ازدواج مجدد دارند.

میانگین فاصله سنی زوجین به کمتر از سه سال رسیده است

موسوی ادامه داد: اگر مرتب گفته می شود دختران دهه ۶۰ تمایلی به ازدواج نداشتند یا به دلیل سختگیری زیاد مجرد مانده‌اند، توضیح مناسبی نیست. چرا که از نظر جمعیتی مشکل وجود داشت و دارد. راه حل مشکل تبلیغ و ترویج همسن گزینی بود که اتفاقا کم کم به وجود آمده و میانگین فاصله سنی زوجین به کمتر از سه سال رسیده ولی متاسفانه برای زنان مجرد بالای چهل سال که با محدودیت سنی باروری هم روبرو هستند، دیر شده است.

این پژوهشگر با بیان اینکه بحث روابط آزاد هم به عنوان تاخیر در ازدواج زنان معنایی ندارد، خاطرنشان کرد: اگر عامل تاثیرگذاری هم وجود داشته باشد برای تاخیر در ازدواج مردان است؛ با وجود بالا بودن مردان مجرد بالای چهل سال در ایران و برعکس زنان هیچ فشار اجتماعی برای آنها وجود ندارد.

آیا عوامل تاخیر در ازدواج می تواند ما را با پیری جمعیت رو به رو کند؟

وی در پاسخ به این سوال که آیا عوامل تاخیر در ازدواج می تواند ما را با پیری جمعیت رو به رو کند، می افزاید:  این حرف غیرکارشناسی است. آنچه ما شاهدش آن هستیم کاهش نرخ رشد جمعیت است و هنوز با صفر شدن نرخ رشد جمعیت فاصله زیادی داریم. حتی در بدبینانه ترین سناریوها هم جمعیت ایران به آرامی افزایش می یابد و به بالای صد میلیون می رسد. 

به گفته وی آنچه به عنوان درصد بالای پیری جمعیت در سال ۱۴۳۰ گفته می شود در حقیقت همین متولدین انفجار جمعیت دهه شصت هستند که در ۱۴۳۰ وارد سالمندی می شوند و تا ۱۴۵۰ و مرگ به طور طبیعی از هرم سنی خارج می شوند و درصد پیری جمعیت کاهش می یابد.

بررسی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تاخیر در ازدواج دختران دهه شصتی

بشیری گیوی، به عنوان تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس هم صحبت های همکارش را تایید می کند و البته تاکید می کند که هر پدیده ای را اگر بخواهند تحلیل کنند باید از منظر  فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بررسی شود.

وی با اشاره به عوامل تاخیر ازدواج دختران دهه ۶۰ در کشور اظهار می کند: ایران در دهه ۶۰ با دو پدیده جنگ و انفجار جمعیت مواجه بوده و بیشترین میزان تولدها در این دوره اتفاق افتاده بود به طوری که اصولا متولدین دهه ۶۰ باید در دهه ۸۰ می توانستند ازدواج و تشکیل زندگی دهند ولی این اتفاق نیفتاده است.

جامعه شناسنان، جامعه ای را سالم می دانند که در زمان مناسب دختران و پسران بهم رسیده و ازدواج کنند و  بهترین سن برای ازدواج پسران ۲۵ و برای دختران ۲۰الی ۲۲ است.

بروز جنگ در دهه ۶۰ باعث شهید شدن بسیاری از پسران و بهم خوردن نسبت ترکیب جنسیتی شد

به گفته این جامعه شناس افزایش نسل و جنگ را دو عامل می داند که جامعه را تحت تاثیر قرار داده است. بروز جنگ در این دهه باعث شهید شدن بسیاری از پسران و بهم خوردن نسبت ترکیب جنسیتی شد؛ اکثر بودجه های کشور صرف جنگ شد و جامعه در دهه ۷۰ نتواست خود را بازسازی و هزینه ای برای تهیه مسکن مناسب و شغل دهه شصتی ها انجام دهد.

این تحلیلگر ادامه داد: متولدین دهه ۶۰ با پیک کنکور، بیکاری، ناهنجاری اقتصادی و اجتماعی توامان برخورد کردند و به جای اینکه در دهه ۸۰ بازسازی اتفاق بیفتد و بتواند تشکیل خانواده بدهند متاسفانه با عامل های مانند میراث جنگ و مدیریت قبلی و عدم حمایت اقتصادی از سوی خانواده ها نتواستند تشکیل زندگی دهند.

پس می توان گفت اقتصاد نقش اساسی در نوع انتخاب افراد دارد با وجود اینکه ازدواج آسان را تبلیغ می کنیم ولی وجود تورم و اقتصاد حاکم بر مردم و جامعه امروز نمی توان روی این شعار مانور داد.

بشیری گیوی، روزنامه نگار خاطرنشان می کند: اگر مسئله سیاسی جامعه را به عنوان دومین عامل در بحث عدم ازدواج نسل دهه ۶۰ در نظر بگیریم می توانیم بگویم که بعد از دوران سازندگی و ایجاد فضای باز سیاسی و تغییر نگرش در جامعه، جوانان از ازدواج سنتی گسستند و گذر کردند و ازدواج ها از قالب قومی و قبله ای، تغییر و فضای جدید آشنایی و ازدواج شکل گرفت؛ این تحول نیز در دهه ۶۰ بود.

وی ادامه داد: اگر عوامل اجتماعی را در بعد سوم بررسی کنیم می بینیم با به وجود آمدن فضای باز سیاسی و افزایش فعالیت زن ها در جامعه، افزایش تشکل های حمایت از زنان در این دوره زنان نیز به شناخت کاملی از خود رسیده و درصدد اثبات خود در جامعه در آمدند و دیگر خود را جنس دوم ندیدند؛ به واسطه روشنگری هایی که توسط متخصصین زن و ان جی او ها انجام شد، از بعد اجتماعی زنان در مسیر تخصص گرایی درآمدند، به همین دلیل رنج متخصصین زن نیز در این دهه افزایش یافت. این زنان نیز یا ازدواج نکرده و در تجرد قطعی باقی ماندند یا با تاخیر ازدواج کردند.

وی با اشاره به تاثیرات تحولات فرهنگی نیز در این دهه می گوید: دهه ۶۰ دورانی بود که زنان در عرصه فرهنگی نیز خود را توانستند به اثبات برسانند؛ شاعران و هنرمندان، نویسندگان و زنان صاحب هنر نیز در این دهه متولد شدند و توانستند به ترویج فرهنگ و هنر این منطقه دامن بزنند. در بستر جامعه ای مانند ایران زنان زیادی توانستند به دنبال کسب فضائل هنری بروند. بوجود آمدن چنین فضایی نیز به پدیده تاخیر در ازدواج دختران دامن زد؛ این عوامل در کنار هم دست به دست دادند تا دختران دهه ۶۰ کم کم با تجرد قطعی مواجه شوند.

اگر ابعاد مثبت و منفی این دهه را بررسی کنیم نشان می دهد در بعد اول زنان توانستند خود را در جامعه اثبات و به قشر پیشرو تبدیل شده، مسئولیت بگیرند و در تمامی عرصه ها قدم بردارند. بعد منفی این مسئله نشان می دهد این افراد فرصت فرزند آوری و ازدواج به موقع را از دست داده اند.

به گفته بشیری گیوی، دلایل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی واجتماعی جامعه دست به دست هم دادند تا این نسل ظاهرا نسل سوخته ای باشد ولی به نظرم می توانیم بگویم نسل پیشتاز بودند.

به گزارش ایسنا، لازم بود مسئولین در عرصه های مختلف برای این نسل برنامه ریزی می کردند ولی به دلیل کمبود منابع و نقصان های مدیریتی نتواستند و این عوامل باعث شد بیشترین تعداد دختران دهه ۶۰ مهمترین شانس زندگی خود که ازدواج به موقع بود را از دست دادند.

اشتراک این خبر :
برچسب ها :

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است